وقتي ساقه ي باريک و تکيده ي گندم......! در وزش باد صبحگاهي....! عاشقانه مي رقصيد.....! مترسک...........! به داس تيز مزرعه دار مي انديشيد........! آهاي مترسک حواست کجاست.....................؟ کلاغ گندم را به منقار گرفت و برد....!
#خدایا.................ببین میخوام باهات راحت باشم..............دنیا اومدنمون که دست خودمون نبود...............بیا ورفتنمونو بسپار به خودمون.......................