✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو
✔کتــ☾ــے ...
وقتی قرار تو شکستن من بود آیینه شدم. نه! حباب شدم . تا نرمی انگشتانت تکیده نشود از شکستن من! ...
✔کتــ☾ــے ...
این بچه نظام آبادیا که حمیده رو سوار موتور میکنن میبرن هفت حوض بهش بستنی قیفی میدن و شبش هم کلی با موبایل رو دشک ازش فیلم میگیرن و خاری هستن در چشم این پسر بورژواها که ۵ صبح پا میشن با پرادو میرن دنبال دختره و میرسوننش دانشگاه آزاد گرمسار و تا عصر صبر میکنن کلاسش تموم شه و بعد که میرسوننش خونه موقع خدافظی دستشونو دراز میکنن که دست بدن که دختره میگه: نه کوشیار جان! هنوز زوده
✔کتــ☾ــے ...
حال به نظر شما چرا پسرهای ایرانی در این گونه مواقع دست به این نوع ابتکارها نمی زنند؟ الف. چون هویج شدن به اندازه آن چهار گزینه اول، هیجان ندارد ب. چون در چین، دختر کم است و در ایران زیاد ج. چون منتظرند «ابتکار چینی» هم به بازار بیاید بروند بخرند د. چون خودشان هویجند
✔کتــ☾ــے ...
.میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون
✔کتــ☾ــے ...
میخوام مسواک بزنم…
مامانم می پرسه میخوای مسواک بزنی؟؟
میگم بله مامان جون..
میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟
میگم بله مامان جان..
✔کتــ☾ــے ...
بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم…اگه شما صلاح بدونین
✔کتــ☾ــے ...
چند روز نخوابیدم میگه میری بخوابی . گفتم اره داداش خدافظ{{ستاد ضد پـَـــ نــه پـَـــ
✔کتــ☾ــے ...
تو تاکسی به راننده میگم آقا نگه دار. میگه پیاده میشی؟ میگم بله، پیاده میشم. [ ستاد مبارزه با فتنۀ پـَـَـ نــه پـَـَــــ - ]……….
✔کتــ☾ــے ...
الفت شب های خوش را روزگار از ما گرفت ای خوشا روزی که با هم روزگاری داشتیم.
✔کتــ☾ــے ...
لحظه هاي دوريش را با ساعت شني شمردم يك صحرا گذشته است !!