✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
فکر کردی چی ننه؟ کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه... سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفال و سه دفه که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره ما کیبودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته... این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره
✔کتــ☾ــے ...
من بودم حسن فرصت، علی رخصت، ممد پونصد رفتیم پیش مِیتی منگول، نامرد، دواخوری اولی رو خوردیم بسلامتی اینوریا لول لول شدیم، دومی رو خوردیم بسلامتی اونوریا پاتیل پاتیل شدیم سومی رو اومدیم بخوریم میتی منگول ساقی شد گفت رتته گفتم عفتت پتته ... دس تو این جیب، دس تو اون جیب دستهزنجونی سفیدَهرو کشید کارتیمون کرد حالا ما اینجا گفتیم زدیم، شومام بگین زدن، خوبیت نداره
✔کتــ☾ــے ...
بزمجه! خریت خودتو گردن خدا ننداز! ببین منو،آدمی خب،آدم خود به خود علاقه داره به کار خلاف،دست خودشم نیست،خود خدا هم اونقدرا که میگن سخت گیر نیست،بابا اگه خودشم از بیخ با این قضایا (ارتباط دختر و پسر) مخالف بود،آلت جرمو به من و تو نمیداد،برو زندگیتو بکن عزیز برادر ... من به عنوان نماینده تام الاختیار خدا در این محله و تمامی محله ها به شما میگم خدا شما رو بخشید،خلاص،برو حالتو بکن .. اما مواظب باش اسراف نکنی! رضا مارمولك
✔کتــ☾ــے ...
خاك جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟ باز كن پنجره را و بهاران را باور كن
✔کتــ☾ــے ...
بی هیچ ملاحظه ای، هیچ تاسفی، هیچ شرمی، دیوارهایی به دورم ساخته اند، ضخیم و بلند. و اکنون با حسی از نومیدی در اینجا می نشینم. نمی توانم به چیزی دیگر فکر کنم: این سرنوشت ذهنم را تحلیل می برد - که من بیرون، چه اندازه کار داشتم. وقتی این دیوارها را می ساختند، چگونه ممکن بود متوجه نشوم! اما هیچوقت از آنانی که می ساختند، حتی صدایی نشنیدم. چه نامحسوس مرا از دنیای بیرون گسسته اند
✔کتــ☾ــے ...
زنده ام مثل بچه ای ترسو که خودش را به خواب… می فهمی؟ مثل یک جفت پای آویزان در تکان طناب، می فهمی؟
✔کتــ☾ــے ...
نمي دانم اين قرن ها كه من نيستم چه كسي نوازشت ميكند... چه كسي دست هايت را ميگيرد و ميفشارد ؟ چه كسي بوسه ميزند صورتت را تا خستگي ها رهايت كنند؟ چه كسي محو چشمهاي تو مي شود تا بداهه نوازي كني عشق را... چه كسي تو را در آغوش ميگيرد آنقدر عميق كه حل شود در وجود تو؟ دلم تنگ است اين قرن ها...
✔کتــ☾ــے ...
برو ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت..
به من و سادگیم خندیدی!!!
به من و عشقی پاک,
که پر از یاد تو بود
و به این قلب یتیم,
که خیالم میگفت
,تا ابد مال تو بود......
تو برو تا راحت تر....
تکه های دل خود را ارام...
سر هم بند زنم . . .