دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

..بعد جواب سلامو با کنایه میدن...بعضی هارو میگم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مثلا دوشب من باهادی قهرم....کی متوجه شد....این ینی اخررفاقت

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@♂♀ SεtåЯε ♂♀ رفتن باید بدون خدافظی باشه....نه حلالیت گرفتن...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@فـآطمه خـآنوم اخه تابلوترازتو اسم من تو هیچ سایتی نیست باورکن

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@فـآطمه خـآنوم الان جدا نمیدونن تو کی هستی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

هرکسی تورا خدای خود پندارد کفرش به کنار عجب خدایی دارد.....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دیدین یه وقتایی بعضی ها با سکوت بهتون ارامش میدن بغلت میکنن...هیچی نمیگن میزارن گریه کنی ...لامسب اینجوری بود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دیـریـست ... گـردنـبنـدی از تـمام ِ بـوسـه هـای ِ دُزدانـه ات بـه گـردنـم آویـخـته ام!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ابراهیم نیستم اما سرانجام او را شکستم خدایا آتش این غم را برایم گلستان می کنی ؟؟؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

فقط یکبـــار سیـــگار را ازطـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد بکــش تـــابــــدانــی که من چـــه میـــکشم

✔کتــ☾ــے  ...
tumblr_lfxb7sggai1qb6t6wo1_500.jpg ✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خدا... خدا... خدا... چرا اینجا؟! رو زمین دنبالت گشتم، نَبُردیم... تو دریا دنبالت بودم، نَکُشتیم... تو جزیره ها دنبالت گشتم، ولی فقط چشمهام رو گرفتی، این تن رو نَبُردی... چرا اینجا؟ اینجا، اینجاااا، من شکایت دارم، من شاکی ام! پس کو اون رحمانت؟ کو رحیمت؟ کو؟ آخه قرارمون که این نبود... چرا اینجا؟ آخه چرا اینجا؟ پس چرا چشمام رو بهم پس دادی؟ پس دادی که چی؟ که چی کارش کنم؟ که چی ببینم؟ من شکایت دارم، به کی شکایت کنم؟ به کی بگم؟ به کی شکایت کنم آخه؟... سعید (با بازی علی دهکردی) در یکی از ماندگارترین صحنه های فیلم "از کرخه تا راین"

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

می دونم بد موقعی برای قصه شنیدنه، ولی من، می خوام براتون یه قصه بگم، وقت زیادی ازتون نمی گیرم...؛ یكی بود یكی نبود، یه شهری بود خوش قد و بالا، آدمایی داشت محكم و قرص؛ ایام، ایام جشن بود؛ جشن غیرت، همه تو اوج شادی بودن که یهو یه غول به این شهر حمله کرد. اون غول، غول گشنه ای بود که می خواست کلی ازین شهرو ببلعه ،همه نگران شدن، حرف افتاد با این غول چیکار کنیم؛ ما خمار جشنیم، بهتره سخت نگیریم... اما پیر مراد جمع گفت: باید تازه نفسا برن به جنگ، قرعه به نام جوونا افتاد، جوونایی که دوره کُرکُریشون بود رفتن به جنگ غول... غول، غول عجیبی بود؛ یه پاشو می زدی، دو تا پا اضافه می کرد؛ دستاشو قطع می كردی، چندتا سر اضافه می شد، خلاصه چه دردسر، بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون که دیدن پیرشون سفر کرده... یكی از پیر جوونای زخم چشیده جاشو گرفته، اما یه اتفاق افتاده بـود؛ بعضیا، این جوونا رو یه طوری نگاشون می کردن که انگار، غریـبه می بینن، شایدم حق داشتن؛ آخه این جوونا، مدت ها دور ازین شهر با غول جنگیده بودن، جنگیدن با غول، آدابی داشت که اونا بهش خو کرده بودن؛ دست و پنجه

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

صلوات برای سلامتی امیرعلی... ما کاری به حکم نداریم، حکم رو کاغذ، مال محکمه ست؛ اصلیت حکم، مال خداست که ما و منش ریخته و گلریزون می کنیم واسه کسی که آزاد میشه از این چاردیواری... که همه دنیا چاردیواریه...؛ کرم مرتضی علی، یه مرد که واسه شرف و ناموسش 12 سال رو کشیده، وجدانش بالاتر از این پولاست که کاغذیه...؛ سلامتی سه تن؛ ناموس و رفیق و وطن؛ سلامتی سه کس؛ زندونی و سرباز و بی کس؛ سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار، بیشتر دوست داره؛ سلامتی آزادی، سلامتی زندونیای بی ملاقاتی... * بخشی از دیالوگ مرحوم مهدی فتحی در فیلم به یاد ماندنی «اعتراض»