دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به باد “مهربونی هایت” امضا نکردم . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

طرف موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسیج دادم : نمیتونم بگیرمت … جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

فکرشو بکن اگخ بابات میتونست فکرتو بخونه اون موقع هر ۵ دقیقه یه چک آبدار میخوردی !

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مردها وقتی‌ یه زن بهشون میگه سردمه به سه دسته تقسیم میشن: -اونایی که بغل می‌کنن. -اونایی که جاکتشونو میدن. -احمق‌هایی‌ که میگن: منم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

باز پاییز است, اندکی از مهر پیداست ؛ حتا در این دوران بی‌مهری , باز هم پاییز زیباست.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شانس یکبار در خونه ادم رو میزنه ولی بد شانسی دستش رو از رو زنگ ور نمیداره بدبختی هم که کلید داره هر وقت بخواد میاد تو ! اینه زندگی ما !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

پرسید شبی ز حال من دلدارم / گفتم كه «ز رنگ و بوی تو بیزارم!» گفتا «نكند دو تا شده شلوارت؟!» / گفتم « پ ن پ! فقط تو رو دوس دارم؟!»

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

احساس تو طروات باران است / بر زخم شکوفه های گل درمان است هروقت که در هوای تو میچرخم / انگار نفس کشیدنم آسان است

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

گلايه نمیکنم نبودنت را در این نیستی بازار دنیا من به هوای بودنهای تودر قصه های فردا دلخوشم تو این دلخوشی را مگیر از من... با چشمان خبس منتظرم به هوای دل من زود بیا... ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

سالهاست با دلتنگی صدایت می کنم هر شب, رو به خدایم دعایت می کنم تو آروزی کردی که از من دور باشی من گلايه نامهریت را با خدایت می کنم ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

برای واگویه گلايه هاوگناهانم سربه چاه بردم چراکه آدمی نبودکه گلايه بااوگویم و"آدم"ی درکارنه که گناهانم را به گردن سیب گندیده ی دندان زده یاگندم اوبگذارم. سربه چاه بردم تصویرغریبه ای تکراری درته آن پیداشد [من پرهیب مجازی اوبودم] که روبه آسمان تهی می نالید وگلايه های من پژواک ناله های اوبود. . . . وته چاه چون آسمانِ تهی بود. ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

به جویبار جاده ها چو قطره ای روان شدی تو خسته از گلايه ها مسافر زمان شدی چرا بدون من دلم ، ز سینه پر کشیده ای چه دیده ای ز آشنا، که مست دیگران شدی گذشته ای ز من ولی ، بگو گناه من چه بود که این چنین تو منکرم، ز جمع عاشقان شدی بگو که زخم بی کسی ، چگونه بر دلت نشست که از هجوم درد وغم ، به لب رسیده جان شدی به قایق ستاره ای ، شدی مسافر شبی ستاره چون شکسته شد ، تو غرق آسمان شدی مرا بهانه می کنی ، برای بی وفاییت تو کز گلايه خسته ای ، گلايه بر زبان شدی

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی می کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت ... ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

از بلند ی پاها نکنید ! شما ، گلیم هایتان را کوتاه بافته اید. ...