✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
بي تو اين خانه تاريك است ساعت 12 ظهر . . .
✔کتــ☾ــے ...
از همه چیز بریده ام... حتا از شعر هایم که با آن ها خود را به این به این شبگیر محتضر گره بزنم.
✔کتــ☾ــے ...
یادش به خیر زمانی نامش آدم بود حالا چیزی جز یک جنازه نیست بر دار ...!
✔کتــ☾ــے ...
صدات که می وزد استخوانهام می رسند در مرز سوز به ...گمرک اشک!
✔کتــ☾ــے ...
هـړ چقـــנړمـــ بــﮧ څۅנت بړســـے...بـــﮧ منـــ نمے ړســے!!!
✔کتــ☾ــے ...
جهان سوم جاییست که آدمها اگر دلشان بگیرد، مجبورند بروند: قبرستان، بیمارستان، تیمارستان یا آسایشگاه سالمندان، تا بفهمند غمهای بزرگتری هم هست، نکند که دلشان هوای شادی کند...