دوستا من امروز خیلی خیلی شادم و از خدا بابت این شادی خیلی خیلی خیلی سپاسگذارم ! خواستم شمارو هم تو این شادی شریک کنم و ازتون یه چیزی بخوام .اول دلیل شادیمو بگم .سه سال پیش من یه دوستی داشتم 27 ساله که تو سایت مرجع متخصصین ایران باهاش آشنا شده بودم . اسمشو نمیگم چون شاید راضی نباشه .اون دختر خانوم سرطان خون داشت و بعداز مراجعتش از کربلا و اعزام به عمل پیوند ، ازش خبری نداشتم .یه ساعت پیش که تو مسنجر بودم ناگهان دیدم چراغش روشن شد . عرق سردی رو پیشونیم نشست از فرط خوشحالی گریه کردم و از اینکه شفا پیدا کرده بود خوشحال شدم یه ساعت باهاش حرف زدم و خبر شفا پیداکردنش خیلی منو شاد کرد . خواستم شمارم تو شادیم شریک کرده باشم . واما درخواست من از شما : بیائید تو این عصر ( شب اول محرم) براتمام بیمارها ی سرطانی دست دعا بلند کنین . وبرا همه شون از خدای امام حسین و حضرت ابالفضل شفا بخواین .
اما من که سرم پايينه ازخجالت نيست. تموم خجالتاموکشيدم وتمومش کردم اوس کريم...سرم پايينه چون ميترسم چشماموببيني وازاين همه اجتماع حکمت هات توي يه نفر،خجالت بکشي! اما بازهم دمت گرم رفيق