اون دستهای مهربونت رو باز کن / با اون آواز خوشت به روح وجسمم آرامش رو هدیه کن / با لبخند دل فریبت با اون نگاه عاشقت/ با محبت بی دریغت منو با زندگی پر از نشاط وشادی آشنا کن.وقتی لبخند به لب داری / با اون چشمای مستت نگاهم می کنی / وقتی با آواز خوشت از نسیم می خواهی بوزد دلم بدجوری دیونه ات میشه . وقتی بهم گفتی تو تنها عشقمی / واون دستهای گرمت رو به دستانم سپردی
برگشتم اون روز بهش گفتم : شما فک می کنین من مثلن اینجوری اونجوری لباس می پوشم به خودم می رسم هیچی برام مهم نیس ؟ اشتباه نکن . بدبختی نکشیدی شما . حرف دلشو زده بودم انگار . فقط وایساد نگام کرد هیچیم نگفت ... می دونستم پشت سر این حرفا رو میزنن ...