به بیشتر رفقا سرزدم....وبه بعضی ها خطاب...کسی رو یادم نرفته....حواسم بودکجابایدبرم....این روزا دلم عجیب گرفته از خودم....شک دارم خوب بشم...ولی هستم..تنها نمیزارم رفیقامو
@Jangal چه اصراریست که این کابوس به دیدنِ من دارد؟! کابوس صورت هایی که به لبخند نمی آیند!! زمان را ساعت سلاخی می کند! صدای تکه تکه شدنش را در هر تیک تاک می شنوم! و شکنجه از جایی شروع می شود که...پلک هایم مرا از دیدنت محروم می کنند! و این بغض مرا از صدا کردنت... و کابوسِ من وقتی جان می گیرد که می فهمم هنوز بیدارم!!!
اونی که میره نه اینکه ارزش دیگران کمه که نمیمونه نه.....شاید مشکلی هست...شاید باید بره تا یه نفر بفهمه بااون بهتره یا بی اون...همیشه که نباید تحمل کرد..ولی وقتی میری نباید برگردی....