✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
این روزها دلها از بنده ها میخوان...من از خدامیخوام بنده هارو
✔کتــ☾ــے ...
نه اینکه اعتیاد باشه ها نه.....ترک شما کشنده است ....شما از خودمایی
✔کتــ☾ــے ...
من ازاون بوسه های بی ریا میخواهم......قول دادی عاشقانه باشد....
✔کتــ☾ــے ...
این روزها دلمممممم نگاه مشتاق تورا میخواهد......
✔کتــ☾ــے ...
این روزها دلم عاشقانه های از جنس تو میخواهد......
✔کتــ☾ــے ...
وقتی به سوپرمارکتـــــــــــ میروم میگویم جنابـــــــــــ دو بسته سیگار بده میگوید جـــــــــــــــــوان عاشقی ؟ ( این بود آرامش ... )
✔کتــ☾ــے ...
اشپـــــــــــز خوبی نبودم همیشه خدا طمع عشق را بد چشیدم ( یاشـــــور در امد یا تلخ تلخ )
✔کتــ☾ــے ...
بهترین حســـــــــــــ عاشقی م وقتی سر نمــــــــــــــاز هستم شکل میگیرد اونجــــــــــــــا ایمان دارم به کسی که خودشـــــــــــــ هست بی منتـــــــــ و بی ................
✔کتــ☾ــے ...
هیاهوی واژه ها از هیاهوی واژه ها خسته ام من سکوتم را از اوراق سپید آموخته ام. آیا سکوت روشن ترین واژه ها نیست؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ خونسردترین واژه ها نیست؟ تا جشم گشودم از چشم زندگی افتادم. شبی، شاید امشب زیر نور یک واژه خواهم نشست نام خونسرد معشوقه ام را بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت. و هم زمان پایین آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت: پایان