✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
یه روز میاد که ازمون می پرسن : عمر خود را چگونه گذرانده اید؟ امیدوارم جوابمون این نباشه که : به نام خدا ، متاسفانه بدون یاد خدا ..
✔کتــ☾ــے ...
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است ونه چون" نسبت سودش به ضرر یک به صد " است طفل معصوم به دور سر من میچرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه مشهورش، تا به آن حد گندم! ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم ...
✔کتــ☾ــے ...
خدايـــــــا ! دستاني را در دستانم قرار بده که پاهايش با ديگري پيش نرود ..
✔کتــ☾ــے ...
روزی به خانه برمیگردم تغییر کرده ام میدانم ، بزرگتر شده ام شاید هیچ آرزویی ندارم ، جز اینکه مادرم نیز مثل من بزرگ نشده باشد تحمل دیدن چروک چشمانش را ندارم... کاش همان مادر کودکی هایم،پشت در منتظرم باشد...