به سرم می زند، گاهی... و سر به سر عکس هایت می گذارم ... و آن وقت نقاشی می کنم چشم هایت را که می درخشد با غرور... ... در تب و تاب لحظه های بارانی و آن گاه غروب می شوم در وسعت همه ی نیامدن ها ... و در خیال آمدنت . #پرشن
مرا بــاور کن ... همانطور که هـــستم ... رنـــگ خــودم !! و مرا آنگونه بخواه که ترســیم شده ام سـاده ســاده ... !! این دل کوچــکم می شکند وقتی ... از باورهای غلط جامعه می بافی و به زور بر تنم می کــنی !!! آهـــسته فرو می ریزم ... با صــدایی بلند ... !!!