وقتی تمامِ رشته هایِ دلبستگی ام را دستِ تقدیر جدا می کند به کدامین زیارتگاهِ عشقی و کدامین قبله نیازی دخیلِ دلتنگی ببندم؟ به کدامین گناه ناکرده اینگونه مجازات میکند نگاهت.....
@پـــریســــا باران را در آغوش می گیرم و خودم را غرق در رویای بدون تو بودن می کنم تو با آغوشی باز ... با آغوشی پر از نفس های پاییزی به استقبالم می آیی ... و مرا تنگ در آغوشت می گیری و یک نفس عمیق تو کا[!]ت برای دوباره جان دادنم در هوای بودنت ... 9001
@✔ عـلـ[بابا]ــی صبح شد و دیواره ی نمناك شهرپوسید ومن باز به دنبال معنای بی جواب مرگ بودم دنبال لحظه های پركشیده ام دنبال دردهای سركشیده ام تكه ای خورد شده ازآجر شهر را برداشتم افسوس كه من آخرین بودم و اوبود كه دلنوشته ی مرا بر دیوار نمناك شهر نوشت. ...
یک تجربه نسبتا شخصی به من ثابت کرده است اگر کسی شما را دوست دارد و شما هم به او بی میل نیستید تا می توانید به او بی محلی کنید، آنگاه خواهید دید که او چگونه دنیا را زیرپایتان خواهد گذاشت!چطوری عاشقتان خواهد شد....باور کنید
چشم دیدن چیزهایی که با تو دیده ام را با هیچ کسی ندارم! حالا خیابان شلوغ باشد ، پارک و دریا و کوه ، فرقی ندارد ... درد دارد تنها خیره شدن به جایی، که قبلا تنها خیره نشده بودی به آن ! #کتی