دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من همینم بی تو....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دارم خفه میشم......

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@☻♥☻ hoshyar alan ☻♥☻ تنهایی آدم را حشره شناس میکند حتی نایاب ترین عنکبوت های دنیا هم در اتاق من تار تنیده اند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

راه زیاد نبودا...تنهام گذاشتی....دلم گرفته

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم فردا که کسی را به کسی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

السلام علیک یا أباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین التماس دعا......

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

امشب دلم پره امشب مسافره....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بمن اینه میخنده....بیا امروز که بی تابم.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

.........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود در گلشن هستی چو خدا دانه ی ما کاشت بر ریشه ی ما آب،پدر مایه پدر بود در باغ وجود آفت و نقصان وملالست در دفع هم آرایه و پیرایه پدر بود افلاک اگر برسر ما پایه ندارند در هستی ما خیمه و هم پایه پدر بود آن کیست شود مست؟ زخون جگر خویش آنکس که چو "سرخی" پدر،الغایه پدر بود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود درعالم خیال به چشم آمدم پدر کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود موی سیاه او شده بود اندکی سپید گویی سپیده از افق شب دمیده بود یاد آمدم که در دل شبها هزار بار دست نوازشم به سر و رو کشیده بود از خود برون شدم به تماشای روی او کی لذت وصال بدین حد رسیده بود چون محو شد خیال پدر از نظر مرا اشکی به روی گونه زردم چکیده بود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تودنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست....

✔کتــ☾ــے  ...
363715.jpg ✔کتــ☾ــے ...

@Mostafa پاستیل

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@mehdi---smh2 کتک واجبی بگم دخترای سایت بیان

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

کاربران ورودی ام ارزوست