✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
علی کوچولو تو قصه ها نیست مثل من و تو اون دور دورا نیست نه قهرمانه نه خیلی ترسو نه خیلی پر حرف نه خیلی کم رو خونشون در داره در خونشون کلون داره حیات داره ایون داره اتاقش طاقچه داره حیاتش باغچه داره باغچه ای داره گل گلی کنار حوضش بلبلی لای لای لای لی لی لی لی - لی لی لی لی این مادرش مادر علی مامان خوبش چه مهربونه علی کوچولو اینو می دونه اینم باباش چه خالیه جاش رفته به جبهه خدا به همراش علی کوچولو چه خوب و نازه
✔کتــ☾ــے ...
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند حوصله نداشتی سرما بخوری چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین*های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!
✔کتــ☾ــے ...
اون که تو آینه منه شکل منه من اما نیست یکی به شکل خود من انگاری دیگه اینجا نیست اونکه تو آیینه منه روزی هزار بار می شکنه ... یه زندگی یه خاطره تو آینه دل منه ... اون روزا که خودم بودم ... کوچه پر از ترانه بود چشام یه برق دیگه داشت .....درختا پر جوانه بود من بودم و بنفشه ها ...یه پشت بوم یه خاطره ...دل جوونم می طپید پشت حصار پنجره ....اون که تو آیینه منه ...
✔کتــ☾ــے ...
اینجا بارون....چقدرم بارون میاد سرد شده مث ...چشمای من ...بدترین نگاه دنیاست وقتی سرد میشم وقتی حسی ندارم بهت...
✔کتــ☾ــے ...
خيال تو لبخند مي زند،نمي دانم به چه.نمي دانم در اين بحبوحه از چه شادشده كه چنين ادامه دار لبخند مي زند.در مقابل بي آنكه از كارش و ندانستن علت لبخندش حرصم بگيرد لبخند مي زنم.مدتيست كه همينطوربه هم لبخند زده ايم! مي تررسم اگر لبخند نزنم رهايم كند! به هر حال اين تنها راه چاره بود.
✔کتــ☾ــے ...
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد آدمی را.... همواره .... در پی گمشده اش ملتهبانه به هرسو می کشاند....
✔کتــ☾ــے ...
چقـــدر خوبـــــہ بعضــے از ♪ آدمــ..ـــ..ـــا ♪ بدونن کــــہ اگر چیـــــزے رو بــــہ روشـ..ـــــ..ـــون نمـــــیارے از ◕ ســــــ...ـــــ...ــادگے ◕ نیســـــــت شـاید دیگــــہ اونقــدر واستـــــــ... مــ✿ ــــم نیســـــتن کــــہ روشون◄حســـــاس ► باشــے
✔کتــ☾ــے ...
هر که آید گوید گریه کن، تسکین است گریه، آرام دل غمگین است چند سالی است که من می گریم در پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانست
✔کتــ☾ــے ...
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل من خدا را دارم...