✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
" دوستت دارم " چاپ چندم حقّ انتشار محفوظ است
✔کتــ☾ــے ...
دلم هوس یک عشق اورجینال کرده خسته شدم از دست این عشق های بازار مشترکی
✔کتــ☾ــے ...
دست دلم به هیچ نمیرفت ... دستم را گرفتی، دلم رفت ...
✔کتــ☾ــے ...
آب نریختم که برگردی ...!! آب ریختم تا پاک شود هر چه رد_پای توست از زندگیم
✔کتــ☾ــے ...
عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل، از روی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت و بری زیر پتو. بعد هر چند دقیقه یه بار یواشکی گوشهی پتو رو کنار بزنی و زل بزنی به سقف، تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه ؟؟
✔کتــ☾ــے ...
قاصدکى رسید،خبرى ازتو نداشت،پرپرش کردم تا عبرتی باشد برای تمام قاصدکها
✔کتــ☾ــے ...
مگه راه رفتن رو زمــین خدا چه عیبی داره ، که بعضیا انقــــدر دوست دارن رو اعــصــــاب راه برن خدایا به حق همین روزای عزیز تمامی مریضان رو شفای عاجل عنایت فرما...به خصوص مریض های روانی رو که تعدادشون هر روز داره بیشتر میشه...!
✔کتــ☾ــے ...
گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی
✔کتــ☾ــے ...
در سرزمین من زنی از جنس آه نیست
این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست
این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق
دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست
✔کتــ☾ــے ...
شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم که چون شببو به وقت صبح، من بسیار دلتنگم مرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست که من گریاندهام یک عمر دنیا را به آهنگم به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است فراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم “مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید” همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم
✔کتــ☾ــے ...
فصلی تازه در راه است دست در دست هم یک برگ سرخ ورق میخورد