✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
دیدی هـمان یک مشـت دانه ی احسـاسی که پاشیدی چطـور خیـال پـرواز را از سـر این پـرنده پـراند؟؟!!
✔کتــ☾ــے ...
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد، نمی دانم نداشتن ات سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد
✔کتــ☾ــے ...
یک نفر همره باد ...
آن یکی همسفر شعر و شمیم...
یک نفر خسته از این دغدغه ها ،
آن یکی منتظر بوی نسیم...
همه هستیم در این شهر شلوغ،
این کفایت که همه یاد همیم...!!!
✔کتــ☾ــے ...
اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده.نبوس! نمک گیر میشوی !
✔کتــ☾ــے ...
در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم ... تو فقط دست دادی و من ، همه چیزم را از دست دادم ..
✔کتــ☾ــے ...
بهار من مرا بگذار و بگذر رهایم کن برو دلدارو بگذر من عادت می کنم اینجا به غمها مرا پر کن از این اجبارو بگذر
✔کتــ☾ــے ...
آیینه ی اتاقت را با آیینه ی اتاقم عوض می کنی؟!...این که فقط من را نشان می دهد!!
✔کتــ☾ــے ...
وقتی خداحافظی میکنیم چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن...
✔کتــ☾ــے ...
من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام
✔کتــ☾ــے ...
گیرم که مرا جواب کردی خوش باش تهمت زدی و خراب کردی خوش باش آن روز که با خودت گلاویز شدی گر آینه را مجاب کردی خوش باش
✔کتــ☾ــے ...
کاش دهخدا می دانست دلتنگی ... اشک .... فاصله .... بی وفایی.... تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"