✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
نه مرا خواب به چشم ، نه مرا دل به دست چشم و دل هر دو به ديدار تو آشفته و مست .
✔کتــ☾ــے ...
با گفتن یک “عزیزم جایت خالیست” ، نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر ، فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است .
✔کتــ☾ــے ...
تو آنجا ، من اینجا ، نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند !
✔کتــ☾ــے ...
نگاهت کا[!]ت تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ،
✔کتــ☾ــے ...
حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست ، ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است .
✔کتــ☾ــے ...
نگاهی کرد و من را در به در کرد یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد شکستی خورد و آمد تا بماند ولی من رفته بودم ، او ضرر کرد .
✔کتــ☾ــے ...
گناه بوسیدنت بامن..میگویند یک نظر حلال است
✔کتــ☾ــے ...
یک پلک زدن فاصله از تو تا من
باید بزنیم پلک یا تو یا من
هرچند که گفتند گناه است این کار
اما تو یکی بزن گناهش با من .
✔کتــ☾ــے ...
زیباترین احساس لحظه ایست
که بدانی در اوج تنهایی کسی به فکر توست !
✔کتــ☾ــے ...
آنجا که چشمان عاشقی برای انسانی
اشک میریزد ، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد .
✔کتــ☾ــے ...
شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم .
✔کتــ☾ــے ...
فاصله خط عابر پیاده ندارد ، دست مرا بگیر و از آن رد کن ، قرار دیدار ما هر نیمه شب ، خیالت که نمی گذارد بخوابم !
✔کتــ☾ــے ...
صفايي بود ديشب با خيالت خلوت ما را ولي من باز پنهاني خودت را آرزو کردم .
✔کتــ☾ــے ...
گويند ضريح چشم تو صد معجزه دارد اي کاش من زائر چشمان تو بودم .