mahdi4488
گرمایی بودم همیشه ، ولی بین خودمان بماند سرمایی می شوم وقتی پای آغوش تو در میان باشد !
mahdi4488
یوسته دلم دم از رضای تو زند / جان در تن من نفس برای تو زند / گر بر سر خاك من گیاهی روید / از هر برگی بوی وفای تو زند
mahdi4488
دردها فراموش میشوند ولی همدردها هرگز... من بودن آنهایی را میخواهم که حتی یادشان زندگی را زیباتر میکند. پس همیشه باش
mahdi4488
توسط پیامک
مثل آن مسجد بین راهى تنهایم. هرکس هم مى آید مسافر است، مى شکند ! هم نمازش را... هم دلم را...!
mahdi4488
توسط پیامک
پند یک داغ دیده:
هرگز به رنگ ابی و قرمز روی شیر آب اعتماد نکنید.
mahdi4488
توسط پیامک
یه بار تو تاکسی از سر حجب و حیا خودم چسپوندم به در نخورم به دختره. دختره گفت آقا این مسخره بازی ها چیه درست مثل آدم بشین دیگه: |
mahdi4488
توسط پیامک
دوستم پشت چراغ به ماشین بغلی گفت خانوم میشه شمارتونو داشته باشم؟؟؟
دختره شصتشو بلند کرد، بعد رفیقم میگه به نظرت بهم بیلاخ داد؟؟؟
گفتم نه لامصب پیشنهادت خیلی قشنگ بود لایک زد
mahdi4488
نمیدونم چرا اصلا علاقه ای به این سیزده بدر رفتن ندارم ولی چه کنم که امثال بر خلاف سالهای گذشته مجبورم
mahdi4488
البته بین خودمون باشه فقط جوجه کبابش و دوس دارم
mahdi4488
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد، پس به امید فرداها " محبتهایمان " را ذخیره نکنیم
mahdi4488
فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم همین که در ذهنم می پیچد از چشم اشک می آید...
mahdi4488
از شیخ بهایی پرسیدند: سخت میگذرد، چه باید کرد؟ گفت: خودت که میگویی سخت میگذرد، سخت که نمی ماند! پس خدارو شکر که می گذرد و نمی ماند...
mahdi4488
زندگی رود روان نیست روان میگذرد هر چه تقدیر منو توست همان میگذرد
mahdi4488
توسط پیامک
در این روزگار دنبال دوستی باش که با تو بگرید ،دوستی که با تو بخندد به راحتی پیدا میشود
mahdi4488
شاید میان این همه دروغ.... باید شیطان را تحسین کنم.... جهنم را به جان خرید... ...اما تظاهر به دوست داشتن انسان نکرد..