mahdi4488
توسط پیامک
مثل آن مسجد بین راهى تنهایم. هرکس هم مى آید مسافر است، مى شکند ! هم نمازش را... هم دلم را...!
mahdi4488
توسط پیامک
قلیون قلبم دیگه کام نمیده فکرکنم زغال دوریت تنباکوی دلمو سوزونده.
mahdi4488
کار آفتاب نیست برف ها را قدم های تو آب می کند ببین بهار شده و من هنوز آدم برفی ام
mahdi4488
دردها فراموش میشوند ولی همدردها هرگز... من بودن آنهایی را میخواهم که حتی یادشان زندگی را زیباتر میکند. پس همیشه باش
mahdi4488
یوسته دلم دم از رضای تو زند / جان در تن من نفس برای تو زند / گر بر سر خاك من گیاهی روید / از هر برگی بوی وفای تو زند
mahdi4488
گرمایی بودم همیشه ، ولی بین خودمان بماند سرمایی می شوم وقتی پای آغوش تو در میان باشد !
mahdi4488
من نام کسی نخوانده ام الا تو / با هیچ کسی نمانده ام الا تو عید آمد و من خانه تکانی کردم / از دل همه را تکانده ام الا تو
mahdi4488
صندوق صدقات نیست دل من که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . . .
mahdi4488
اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ی چشمانت می سپردم !ا