mahdi
یه بارتو اتوبوس بودم هنوز اتوبوسه راه نیفتاده بود که من به خواب عمیقی فرو رفتم شاید یه ربع تو اتوبوس خواب بودم تا بالاخره راه افتاد راه افتاد ن اتوبوس همانا ...بوق زدنش همانا....وپریدن من از خواب همراه با جیغ های فراوان همانا خلاصه کلی ابرومون رف. وبرای تمام افراد حاضر در اتوبوس این سوال بود که من چرا جیغ زدم؟؟؟؟؟؟؟
mahdi
کلا ظاهر زندگی کسی رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید
mahdi
اقای مجری: دارید چیکار میکنید؟ پسر عمه زا: داریم میریم بیرون لپ تاپو خاموش کنیم آقای مجری: لپ تاپ که اینجا رو میزه کلاه قرمزی: اره. از برق دراوردیمش خاموش نشد، داریم میریم فیوز رو قطع کینم
mahdi
13- تو انتشارات دانشگاه یه دختره در فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش سر نداشته باشه ویروسی می شه؟؟
mahdi
دیشب نشسته بودیم سر میز داشتیم شام میخوریم! واسم اس.ام.اس اومده نگاه میکنم میبینم بابامه! متن اس.ام.اس : بابا جون عزیزم اون خورشت رو بده بیاد سمت من! من همینجور هاج و واج موندم! میخنده و بازم بهم اس.ام.اس میده که : … امروز همراه اول بهم ۱۵۰ تا “مسیج” هدیه داده گفتم حروم نشه
mahdi
اوه چه بویی میاد! . . . . . . ...... ..... .... .. . .. . . . .. . .. . . .. . . . .. . . . . . . . . . .. ............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................ . . نه همون بالا بود اینجا نمیاد
mahdi
یه رفیق داریم اسطوره ی مشکلاته ! بدشـــــــــانس ، بدهکـــــــــار ، تنـــــــها ، مشروط …! یعنی دیگه مشکلی نمونده که این تجربه نکرده باشه ! زنگ زدم بهش ، میدونید آهنگ پیشوازش چی بود؟؟ همه چی آرومه… من چقد خوشحــــــــــــالم ..!
mahdi
زیبا ترین سواحل جهان.....
mahdi
5 جزیره عجیب و شگفت انگیز در جهان ( واقعا قشنگه )
mahdi
خوبِ من ...اشکهایم کوچکند و سیاهی هایم بزرگ آه که در این گستره چه ناتوانم خوبِ من دستی برآر و قلبم را از غیر خودت بتکان؛ میدانم ، دستان مهربانت سیاه نمیشوند ، اما قلبی را درخشان خواهی کرد قلبی که آن را خرج رسیدن به تو خواهم کرد وه که عطرِ دستانِ معطرت چقدر نزدیکند ، انگار همیشه اینجا بوده اند ...