mahdi
ســـــــــــــــــاکت که می مانی... میگذارند به حساب جواب نداشتنت! عـــــــــــــــــــمراً ... بفهمند داری جان میکنی تا حرمــــــــــــــــــــــ ــــــــتهـا را نگه داری...
mahdi
یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! اونوخ من یه بیست و پنش تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خـِشتـَکم جر خورد
mahdi
به غضنفر میگن : سبز لیمویی رو توصیف كن. میگه : شما آبی آسمانی رو در نظر بگیر، بش اش توش!!!
mahdi
پسر عموم تو یه سریال درپیت آبکی فقط 2 ثانیه بازی کرده ! زنگ زده به کل فامیل جمع شدن خونه عموم اینا ! هر کدوم یه کاسه تخمه جلوشونه کل پیام بازرگانیا رو هم دیدن تا سریال شروع شد! بعد یک ساعت پسرعموی ما اومد مث این حمالا یه کارتن اسباب اثاثیه دستش بود به بازیگره گفت آقا اینا رو کجا بذارم؟ همین فقط! بعد دوربین میره یه سمت دیگه ! وقتی که این 2 ثانیه تموم شد کل فامیل زنها جیــــــــــــــــــــــــــــــغ مردها عربـــــــــــــــــــــده ! پریدن هوا, یکی ندونه خیال میکنه علی دایی تو فینال جام جهانی بین ایران و برزیل دقیقه 94 گل زده باشه ! فک و فامیل ندید بدیده ما داریم؟ از همه جالبتر خود پسرعموم بود آب از لب و لوچش سرازیر شده بود مث خر شرک میخندید و مث اسب شیهه میکشید
mahdi
بابام اومده, میگه این فیلم جدایی "سارا " از سیمین بذار ببینیم ... مامانم میگه اااااااااا ادامه ی جدایی نادر از سیمین ساختن ؟؟؟؟ سیمسن از دخترش جدا می شه ؟!؟ پدر و مادر پیگیر فیلم داریم ؟!؟!؟
mahdi
خوبِ من؛ در پایانه ی شلوغ دنیا، بی تو خسته و سرگردانم در این ناکجاآباد ، بدنبال بلیطی می گردم که من را به تو برساند ... قیمتش را محبت تو درج کرده اند نمیدانم این قلب سیاه را قابل میدانند یا نه !
mahdi
از این راهرو یک نفر رد شده .. که عطرش همونه که تو می زنی....... برای به زانو در آوردنم .. تو از مرگ حتی جلو میزنی........ از این راهرو یک نفر رد شده .. مث وقتایی که تو ناراحتی ........نفس میکشم با تمام وجود .. عجب عطر خوبی زده لعنتی ........صدات میکنم تا همه بشنون .. جواب صدام غیر پژواک نیست .........من اونقد شکستم حس میکنم .. که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست........ یه جوری دلم تنگ میشه برات .. محاله بتونی تصور کنی ........گمونم نمیتونی حتی خودت .. جای خالیتو تو دلم پر کنی
mahdi
سخت میترسیدم از اینکه که من از نژاد شیشه باشم و شکستنی و او از نژاد جاده باشد ورفتنی آری روزها گذشت، و همان شد، او رفت ، من شکستم...