mahdi
به کلاغــــها بگویید: قصه ی من اینجا ... تمام شد، یکی.. بود و نبود مرا با خود برد... !
mahdi
سخت میترسیدم از اینکه که من از نژاد شیشه باشم و شکستنی و او از نژاد جاده باشد ورفتنی آری روزها گذشت، و همان شد، او رفت ، من شکستم...
mahdi
برای چراغهای همسایه ات هم نور آرزو کن بی شک حوالی ات روشنتر خواهد شد . . .
mahdi
تو گوشی هر کسی یه سری اس ام اس هست که عمرا دلش بیاد پاکشون کنه اصلا امکان نداره ها یه دنیا خاطرست
mahdi
داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم ... ! با دکمه های سرد کیبرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم ...! با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم ...! آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم ...! شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند ...! پشت شیشه ی سرد مانیتورم ، دلم لک زده برای یک صورتک بوسه ....! لک زده برای یک آهنگ همزمان ... لک زده برای یک شب بخیر ... شب بخیر...!!
mahdi
خب دوستــــــــــــــــان من برم یکمی درس بخونم . . شبتون شیک و مجلســــــــــــــــــــــــــــــــــــی
mahdi
انقد بدم میاد از اونایی که هر دقیقه دنبال یه نفرن. مثل این سگای ولگرد میمونن! برای هرکسی هم دم تکون میدن.
mahdi
وقتی که نیستی احساس یک پرانتز را دارم که همه ی اتفاقات خوب خارج از آن می افتد
mahdi
وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره میکنی و مسخرش میکنی، اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته