دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mahdie s
زن - مجرد
امتیاز: 152

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(28 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mahdie s
mahdie s

اقا ببخشین یه سوال ؟؟ جریان این نلنگر چی نوشته یکی بهتون تلنگر زده بعد تو پرانتز نوشته شما هم تلنگر بزنید ... میترسم کم کم شوت هم بزنن بهم یادم بدید چطوری دفاع کنم

mahdie s
mahdie s

لبخند تو را چند صباحی ست ندیدم ...یکبار دگر خانه ات اباد بگو سیب...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل

یارو بادوستش حرف میزد . دهن دوستش خیلی بو میداد یارو گفت :چرا اینقد دهنت بو میده؟ دوستش گفت :امروز دندونپزشکی بودم برام پل گذاشته، یارو هم گفت حتما یکی اومده زیر پل خرابکاری کرده!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل

سوار تاکسی شدم، یه خانومه با بچهاش بود با یه آدم ریشو بچه هه خییییییلی تابلو زل زده بود به مردهمامانش دید داره ضایع میشه، به بچش گفت :به عمو سلام کردی!؟ بچه هه گفت :عمو نیس کهببعیه

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل

ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺎﺭﮐﺖ ﻧﻨﺎﺯ! ﺑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺫﺍﺗﻪ ﺁﺩﻣﻪ! ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﮔﺎﻭ ﻟﺒﺎﺳﺶ ۱۰۰ % ﭼﺮﻣﻪ ﺧﺎﻟﺼﻪ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mahdie s
mahdie s

این دنبال شده دنبال کننده چیه ؟؟؟نگاشون میکنم استرس میگیره منو مثه بازی قایم موشکه ..!!!

یک آقایِ مثلا نویسنده
یک آقایِ مثلا نویسنده

چقدر برم چقدر برگردم . . .

یک آقایِ مثلا نویسنده
یک آقایِ مثلا نویسنده

شوما یادتون نمیاد ما باید هر شب تو خونه منم تمام دوران برای خودم املا میگفتم بعد همیشه هم میشدم جالبش اینجاست که همیشه هم امضای بابا یا مامانم رو میکردم و خودم امضا میکردم همچین بچه بودم از بدو امر . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل

يادش بخير بادکنکمون که میترکید یه تیکه برمیداشتیم میذاشتیم رو استکان باهاش آهنگ میزدیم خیر سرمونبعله ما همچین تفریحات سالمی داشتیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
عدنان
عدنان

پسره به دختره شماره داد و بعد یک ساعت اس ام اس بازی شروع شد این هم محتوی اس ام اس بازیشونه) دختره: سلام اسمت چیه چند سالته؟ پسره: علی 26 یو دختره: اسمت پسره:علی 26 یو دختره: اسمت پسره:علی 26 یو دختره: اسمت و این روند 30 دقیقه ادامه داشت تا پسره زنگ زد فهمید اسم دختره اِسمَت بود

عدنان
عدنان

ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻡ ﺗﺎ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ! ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺩﯾﺪی ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ

عدنان
عدنان

هروقت شارژ ایرانسل می گیرم و چشمم به اعدادش میوفته ، یاد رتبه کنکورم میوفتم ؛ بغض گلومو می گیره

این ارسال را بازنشر کرده است.
Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ
در پتُ مت

... سرمونو میگرفتیم جلوی پنکه میگفتیم: