اندر احوالات ما درخوابگاه یه شب تصمیم گرفتیم روح احضار کنیم از قبلش با هماهنگی دوستم یه نخ نامرئی بستیم به پرده و اون سر نخ رو هم یه جوری از زیر تخت ردش کردیم که پیدا نبود خلاصه بچه ها رو جمع کردیم و چراغا خاموش و شروع کردیم اول اسمشو پرسیدیم مثلا مریم بود بعد بش گفتیم یه اقدامی بکن ما متوجه حضورت بشیم بعد یواشکی نخو کشیدم که پرده تکون خوردیهو اتاق رفت رو هوا از صدای جیغغغغ های رنگارنگ!! و هرکدوم به یکی از گوشه های افق پناه بردند قیافه من و دوست خبیث تر ازخودم ^-^ دوستای روح زده /// مریم خانوم:)) البته ناگفته نماند که فرداش همه افراد حاضر درمراسم کمیته انضباطی شدند ولی خععلی حال داد! بعععله یه همچین آدمی بودم من!
سلام دنبالریای گلم میگم ما کنکوریا دو سه روز دیگه کنکور داریم لطفا با قلبای مهربونتون برا همه کنکوریا دعا کنین اونایی که کنکور دادن الان میدونن چه حالی داریم اونایی هم که ندادن وقتی کنکور بدن میفهمن چی میگفتم پس واسه اینکه همشون قبول شن دعا کنین لطفا این پستو هم باز نشر کنین تا فرجی حاصل شه
Puttin’ my defences up
دارم همه ي ديوارهاي دفاعيم رو بالا ميکشم
‘Cause I don’t wanna fall in love
چون نميخوام عاشق بشم
If I ever did that
اگه عاشق بشم
I think I’d have a heart attack
فکر کنم سکته ميکنم
Won’t wash my hair
من موهامو نميشورم
Then make them bounce like a basketball
تا بتونم شبيه [تور] بسکتبال بالا بدمشون
But you make me wanna act like a girl
ولي تو منو وادار به اين ميکني که بخوام دخترونه رفتار کنم
Paint my nails and wear high heels
ناخنهامو با لاک طراحي کنم و کفش پاشنه بلند بپوشم
Yeah, it’s you, make me so nervous
آره،اين تويي که اينقدر منو مضطرب ميکني
Then I just can’t hold your hand
ولي من حتي دستتو هم نميتونم بگيرم
یه دونه نـامه ی خوش_خـط بنویسه واس ِ آقـا؛ کاغذ نـامه رو بعدش تـوی رودخونه بریـزه؛ بنویسه واس ِ مـولاش. . . #خاطرت_خیلی_عزیزه... #خاطرت_خیلی_عزیزه...
13 سال و 4 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 2 دقيقه قبل