می ترسم!! از فردا می ترسم!! از اینکه همه اینا بازی و دروغ بوده باشه می ترسم!! رنگ سبز...رنگ بنفش... بازی کثیف سیاست برای کشوندن من پای صندوق رای!! برای نقش بازی کردن جلوی دوربین صدا و سیما!! برای خلق حماسه سیاسی!! از این که چاقو هیچ وقت دسته خودش رو نمیبره!! از اینکه میگن همشون سرتا پا یه کرباسن!! چه اصلاح طلب...چه اصولگرا... از صبح شنبه می ترسم! که دوستانی که عکس پروفایلشون رو به عکس "من رای میدهم" با پس زمینه سبز و بنفش تغییر دادن بیان یواشکی دوباره عکس خودشون رو بزارن و ته دلشون بگن: اه.. بازم جوگیر شدیم... و به خودشون قول بدن 4سال دیگه به هیچ قیمتی نرن پای صندوق رای....
این عصر ، عصر ِ " تنهایی و در خود فرو رفتن " است ! اینکه در جیب ِ همه ، از پیرمرد ِ ۸۰ ساله ی محله ی ما تا بچه های ۵ ساله مهد کودکی یک تلفن ِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودن ِ آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر ِ دلگیرِ جمعه که دلت داره از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی ، زنگ نمی زنه و نمی پرسه " حالت خوبه "؟ ، هیچ کس تو را به نوشیدن ِ قهوه های بیمزه ی کافه عکس و یا خوردن کیک های خوشمزه ی کافه فرانسه و یا حرف زدن در کافه سیاه و سپید با آن مدیر ِ بد اخلاقش دعوت نمیکنه! هیچ کس نمی گه بیا با هم بریم جاده چالوس و کباب و ماهی ِ قزل آلا بخوریم . هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر ِ پاییزی دعوت نمیکنه. هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشه.