*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
ایــن روزهــا در مـــن حــالـــتِ فـــوق الــعــاده اعــــلام شـــده اســـت ... بـیـــش از حــد مـجـــــازدلـتـنـگــــــ شــــده ام . .
*mahsa*
بچه ها سلااااااااااااااااااام .... خوبین ؟ خوشین؟ سالمین؟ سلامتین ؟ هر کی میبینه لایک کنه .... بکی حوصله دردو دل داره .... تنهام...... بجور
*mahsa*
هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم ساکم را بر میدارم و به راه می افتم این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد می خواهم از تو متنفر باشم به همین سادگی ...
*mahsa*
تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن
*mahsa*
الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟
*mahsa*
غمهایت را به دوش میكشم... تا... نعشم را در آغوش خاطرت... محكم در بر گیری... شاید دلیلی باشد... برای... زندگی دوباره این تن كبـــــــــــــود شده از... تنهائی...!!!!
*mahsa*
در عجبم از نخود و لوبیا با این جثه ی ریز ، که چه بادهای عظیمی در خود نهفته دارند !!!!!!!1
*mahsa*
خداوندا....!در گلویم ابر کوچکی است که خیال بارش ندارد...میشود مرا بغل کنی؟