mahtab
هلوی پالتوپوش!!به من میگه نارنگی نمازخون!عجب بساطیه ها!!
mahtab
چون پیر مغان دید که مستسقی آبم!بنمود پیای دو سه پیمانه شرابم!!تا حشر خراب از اثر باده نابم! نبود به کسی حال سوالات،جوابم!!...جز با می و میخانه!
mahtab
عمریست که سرگشته وادی فراقم!صبر از دل وجان رفته و طاقت شده طاقم!گه سوی حجاز آورد و گاه عراقم!گه جانب مسجد؛دهدم شوق ثوابم! ....گاهی سوی بتخانه!
mahtab
چون(ینی چگونه)شرح دهم دل به من غمزده چون(ینی چیکار)کرد؟!رازی که نهان داشتم از پرده برون کرد!با مردم بیگانه!!
mahtab
Hey you…! فقط محض اظهار وجود!
mahtab
اصلا تمام زندگیم درد میکند!!
mahtab
به دریا میروم!شاید به سوی ساحلی دیگر...
mahtab
پیشانیم را بوسه زد در خواب هندویی...شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی!! ای خدااااااااا
mahtab
من از آغاز در خاکم نمی از عشق میدیدم!مرا میساختند ای کاش از آب و گلی دیگر!