نه نفهمیدی... نه خالص بودنم را... نه عاشق بودنم را... سادگیام را به حساب زرنگی ات زدی... سکوتم را به پای نفهمیدنم گذاشتی... فهمیدم... حس کردم دو رنگی... فقط عاشقانه هم بازی دلت شدم... در آخر...بازی بازی... هستیام را به تاراج دادم....
من با زندگى شعرم ىا با تو شوخى نداشتم, باسه تو شوخى بودىم ما ,خىلى تلخه سرنوشتم, حالا هى غلط بگىر از دىکتههاى نا نوشتم ىا که اوراق بهادار بده جاى سرنوشتم.
@LiSbeth زندگی - شايد - يک فاصله است
بين يک هيچ، و هيچی ديگر؛
و تو با کوشش و پويائی خود
و تو با اوج توانائی خود
ميتواني که درين فاصله ی بين دو هيچ
، هر نهايت را در هـم شكنـي
و در اين فاصله ی بين دو هيچ
آفريننده شوي ، بي نهايت ها را
زندگی فاصله ی کوتاهی ست
لـحظه ها را درياب
زندگی حادثه ی زيبائی ست...
سلی ملی خوفی
14 سال و 2 ماه و 17 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلsilam,mi30
14 سال و 2 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلu xufi?