دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ملیحه

ملیحه
زن - مجرد
امتیاز: 4736.61

دنبال‌شدگان

(1496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(602 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

ملیحه
ملیحه

اشتباه من اين بود كه هر جارنجيدم لبخند زدم ...فكر كردن درد ندارم محكم تر زدند!!!

ملیحه
ملیحه
در Coma

سيلام من اومدم خوبين؟كيا هستن؟

ملیحه
ملیحه
در Coma

دوباره پشت پنجره... هجوم بغض حنجره... دوباره نامه های تو... تروخدا...برو ! برو ! برای تو نوشته ام... و با غمی سرشته ام... جواب نامه های تو... تروخدا...برو ! برو ! و اشک بیصدای من... و عشق تو به پای من... نگاه من ، نگاه تو... تروخدا...برو ! برو ! و شاخه های زرد غم... کنار من به پیچ و خم... هوای بوسه های تو... تروخدا...برو ! برو ! ستاره های آرزو... دوباره گرم گفتگو... صدای من ، صدای تو... تروخدا...برو ! برو ! دوباره بوی نسترن... و ساعت حزین من... و دست آشنای تو... تروخدا...برو ! برو ! و پیچک شکسته ام... و سایه های خسته ام... سکوت من ، سکوت تو... تروخدا...برو ! برو ! و آسمان ِ راز من... و آخرین نیاز من ... دوباره ردّ پای تو... تروخدا...برو ! برو ! به اشک من نظر نکن... نگاه ِ پشت سر نکن... که مُردم از فراق تو... تروخدا...برو ! برو ! دوباره نه ! به من نگو! از این مسیر روبه رو ... دیر نشده برای تو... تروخدا...برو ! برو !

ملیحه
ملیحه
در Coma

یک گره در پای من از عشق تو یک گره بر قلب من از هجر تو این گره ها را تو بخشیدی به من تو مرا انداختی در این گره باید از دولتسرای عشق تو واکنم این بندهای پرگره یا بپرسم از تو ای گم گشته ام هیچ می دانی که ماندم در گره کاش کور می شد دوچشمم آن دمی که نگاهت روی آن می خورد گره

ملیحه
ملیحه
در Coma

عاشقانه هایم را سرودم و تو هرگز نخواندی و نخواهی خواند... اینجا شب من طولانی است... باور کرده ام دیگر بی تو حتی آسمان هم آبی نیست...

ملیحه
ملیحه
در Coma

من از این تنهایی از این که دیر می آیی از این که روزی به من بگویی تو به من نمی آیی می ترسم.... چرا نمی دانی تو چگونه بی تو زمان میگذرد بارها این را از خودم می پرسم من می ترسم...می ترسم...

ملیحه
ملیحه
در Coma

زندگی یعنی همین امروز همین حالا یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا زندگی یعنی نگاه تو کوک کردن قلبم با صدای تو دل دادن به آهنگ دل پاکت سرور و عشق در فضایی ساکت زندگی یعنی همین دم که از دلتنگم می دانی از این حسم عشق را می خوانی زندگی یعنی داشتن قلب پرستو در این وادی پست و ناهنجار تو در تو

ملیحه
ملیحه
در Coma

می گفت با غرور این چشمها که ریخته در چشم های تو گردنگاه را این چشمها که سوخته در این شکیب تلخ رنج سیاه را این چشمها که روزنه آفتاب را بگشوده در برابر شام سیاه تو خون ثواب را کرده روانه در رگ روح تباه تو این چشمها که رنگ نهاده به قعر رنگ این چشمها که شور نشانده به ژرف شوق این چشمها که نغمه نهاده بنای چنگ از برگ های سبز که در آبها دوند از قطره های آب که از صخره ها چکند از بوسه ها که در ته لب ها فرو روند از رنگ از سرود از بود از نبود از هر چه بود و هست از هر چه هست و نیست زیباترند ، نیست ؟ من در جواب او بستم به پای خسته ی لب ، دست خنده را برداشتم نگاه ز چشم پر آتشش گفتم دریغ و درد کو داوری که شعله زند بر طلسم سرد کوبم به روی بی بی چشم سیاه تو تک خال شعر مرا گویم ‚ کدام یک ؟ این چشمهای تو این شعرهای من

ملیحه
ملیحه
در Coma

غریبه نمیدانم گنجشک ها که آنقدر شبیه همند چطور همدیگر را میشناسند و نمیدانم چقدر شبیه من هست که تو دیگر مرا نمیشناسی!

ملیحه
ملیحه
در Coma

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای و ابرها را تا چشمهایم پایین عشق را در کجای دلم ..... پنهان کرده ای که : هیچ دستی به آن نمیرسد !

ملیحه
ملیحه
در Coma

وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو تموم هستی منی بمون همیشه پیش من اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

ملیحه
ملیحه
در Coma

به هـمـان سـادگـی کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار سقـف واگـن مـتـروک را تـرک می گـویــد دل ، دیـگــــر در جـای خـود نیـسـت بـه همـیـن ســادگـی !

ملیحه
ملیحه
در Coma

کـُجـا پـنـاه بـــرم ؟ دسـت هــای تـو دورنـد و خـُدایـان جـبـار تــر از هـمـیشـه قـهـار تــر از هـمـیشـه بـرنـشسـتـه انـد بـر سکـوی مـسخ بـاورهــا خیـره سـری خـُدایـان را چـگـونـه بـرتـابـم وقـتـی تـو نـیـستـی ای یـــار ای پـنـاه همـیـشـه !

ملیحه
ملیحه
در Coma

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست

ملیحه
ملیحه
در Coma

خیال دلکش پرواز در طراوت ابر به خواب می ماند. پرنده در قفس خویش خواب می بیند. پرنده در قفس خویش به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . پرنده می داند که باد بی نفس است و باغ تصویری است . پرنده در قفس خویش خواب می بیند .

ملیحه
ملیحه
در Coma

یادم باشد حرفی نزنم كه دلی بلرزد خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را یادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر و جواب دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاك زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی كه از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد یادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم یادم باشد زنده ام یادم باشد خواهم