دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ملیحه

ملیحه
زن - مجرد
امتیاز: 4736.61

دنبال‌شدگان

(1496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(602 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

ملیحه
ملیحه

اشتباه من اين بود كه هر جارنجيدم لبخند زدم ...فكر كردن درد ندارم محكم تر زدند!!!

ملیحه
ملیحه
در Coma

  من از بازی نور در  وادی بی قلب ظلمت ها نمی ترسم من از حرف جدایی ها مرگ آشنایی ها من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم...    

این ارسال را بازنشر کرده است.
ملیحه
ملیحه
در Coma

من براي سالها مينويسم...سالها بعد كه چشمانت عاشق ميشوند... افسوس كه قصه ي مادر بزرگ راست بود...هميشه يكي بود يكي نبود

ملیحه
ملیحه
در Coma

قصه ها را گفته ايم چيزي نمانده براي گفتن کاش ميشد اسرار دل را نگه داشت و نگفت، تا که روزي معشوق از دست نرود ميداني که خاصيت عشق اين است زماني که دانستي و دانست اين راز را، هر دو گريزان ميشويد نميدانم چه رازيست

ملیحه
ملیحه
در Coma

ماکساني که به فکرمان هستند را به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کساني که به فکرمان نيستند. و ما به فکر کساني هستيم که هيچوقت برايمان گريه نمي کنند. اين حقيقت زندگي است . عجيب است ولي حقيقت دارد. اگر اين را بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير نيست.

ملیحه
ملیحه
در Coma

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم نگسستم ، نرمیدم

ملیحه
ملیحه
در Coma

اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت ! اشك در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید

ملیحه
ملیحه
در Coma

با تو گفتنم : حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمنای تو پَر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم � !

ملیحه
ملیحه
در Coma

یادم آید : تو بمن گفتی : ازین عشق حذر كن ! لحظه ای چند بر این آب نظر كن آب ، آئینة عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا ، كه دلت با دگران است تا فراموش كنی ، چندی ازین شهر سفر كن !

ملیحه
ملیحه
در Coma

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید

ملیحه
ملیحه
در Coma

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم !

ملیحه
ملیحه
در Coma

ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر كه هنوز٬ بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد غم و اندوه ٬ اگر هم روزی ٬ مثل باران بارید با دل شیشه ای ات ٬ از لب پنجره عشق زمین خورد و شكست با نگاهت به خدا چشم شادی وا كن و بگو با دل خود كه خدا هست هنوز

ملیحه
ملیحه
در Coma

زیر باران نشسته ام رو به نبودنت گریه می كنم و با رویاهایم ترانه می سازم تو گاه پیشانی بر پیشانی من می سایی و لذت می بری از خنكای نشسته بر پیشانیم و من همچنان دنبال رد پای تو می گردم.....! امان از این ردپایی که هیچگاه نقش آن را با چشمانم ندیده ام و دریغ از لحظه ای با تو بودن !!

ملیحه
ملیحه
در Coma

در غمی که اشک نیست، در شادی که لبخند نیست، در بغضی که ناله نیست، در دردی که آه نیست، احساس کجاست؟ در احساسی که حس نیست، در دلی که عشق نیست، در دوستی که محبت نیست، در صداقتی که راستی نیست، زندگی کجاست؟ در زندگی که هدف نیست، در هوایی که باد نیست، در خاکی که آب نیست، در باغی که گل نیست، انسان کجاست؟ در انسانی که هیچ نیست، در سفره ای که نان نیست، در زمینی که جا نیست، در دنیایی که رحم نیست، مرگ کجاست؟

ملیحه
ملیحه
در Coma

سکوت تلخ مرا گریه های ریز ریز باران تلافی می کند التماسی سرد وجودم را آتش می افکند به حرمت فاصله ها آواز قلبم را به قاصدک ها می سپارم چشمانم را می بندم، شاید خیال تو مهمانم شود عجب! خیالت به سراب ذهنم قدم نمی گذارد شاید روزی برای همیشه تو را به فاصله ها بخشیدم و همچون تو اشک باران را نادیده گرفتم همچون تو صدای قلب ها را نشنیدم تنها به جرم محبت؟؟!!

ملیحه
ملیحه
در Coma

گـرم آغـوشـت شـدم چـه زود فـرامـوشـت شــدم تـقـصـیـر تـونـبـود خودم باری روی دوشـت شــدم کاشـکی دلـت بهـم می گفـت نقشــه ی قـلبـمـو داره هرکی زدورفت و شکست یه روز یه جا کم میاره مونـدن وسوخـتـن و ساخـتن همـه یادگاره عـشـقـه انتقـام از تو گرفـتن کار مـن نیسـت ،کاره عـشـقـه