محمد
ﺑﺎﺧﺘﻢ ﻭﻟﯽ ” ﻣﺴﻴﺮ ” ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻢ ! ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺮﺍﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍﻫﺖ “ﺭﺍﺣَﺖ ” ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮد ﻫﺮ ” ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ” ” ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ” ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ، ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ ” ﺩﻭﺑﺎﺭ ” ﻧﻤﻴﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﯼ ﺍﺯ ” ﭘﺲ ﺭﻓﺖ ” ﭘﺲ، ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖ
محمد
این هندونه تقدیم همه ی دوستای نتی عزیزم * . . . شب یلداتون پیشاپیش مبارک.. . .
محمد
مثبت اندیشی یعنی اینكه اگر یه گنجشك روی سرت رید ، خوشحال باشی از اینكه گاوها پرواز نمی كنن
محمد
سلام یه چیز میگم بگو باشه یه ماچ میدی دلم وا شه !؟
محمد
خـــــــــــــــدایـــا.... / این سرنوشتی که برام بافتی/ قسمت یقش یه خورده تنگه،/ قربون دستت شلش کن، /دارم خفـــــه میشم ...
محمد
مرد پیر شده بود . دیگر نمی توانست گیتار بزند و سکوتی ابدی بر خانه اش حکم می راند . باید کاری می کرد ، پس از ساعتی فکر ، گیتارش را برد توی حیاط گذاشت و دور و بر آن خرده نان ریخت. پس از چند روز ، درست وقتی که داشت جان می داد ، سکوت خانه اش شکسته شد و او با خوش حالی چشم هایش را بست.پرنده ای آمده؛در گیتارش لانه کرده بود.
محمد
چشمم دیگر آب نمی خورد . . + + + + لامصب رانی ام گرفتم نخورد
محمد
رونمایی از اسامی مخاطب هاي خاصي ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﻢ ﺍﺱ ﻣﻴﺪﻥ} Takhfif Vitrin Mosabeghe Pishvaz RAMEZAN ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺍﺑﻲ ﭘﺎﺭﺱ ﻫﺎﯾﭙﺮ ﺍﺳﺘﺎﺭ } ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺗﻮﺍﻟﺖ 2950 ﺕ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﮎ 650 چيكار كنم ديگه منم و همين مخاطباي خاص عاشق هایپر استارم خیلی به فکرمه
محمد
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ! گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد! گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد! دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست…
محمد
خدایا! به دل نگیر اگر گاهی "زبانم" از شکرت باز می ایستد تقصیری ندارد... " قاصر " است کم می آورد در برابر بزرگی ات... لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت! در دلم اما همیشه... ذکر خیرت جاریست... من برای بندگی تو هزار ویک دلیل می خواهم ممنونم که بی چون وچرا برایم خدایی می کنی...