محمد
ﺑﺎﺧﺘﻢ ﻭﻟﯽ ” ﻣﺴﻴﺮ ” ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻢ ! ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺮﺍﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍﻫﺖ “ﺭﺍﺣَﺖ ” ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮد ﻫﺮ ” ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ” ” ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ” ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ، ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ ” ﺩﻭﺑﺎﺭ ” ﻧﻤﻴﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﯼ ﺍﺯ ” ﭘﺲ ﺭﻓﺖ ” ﭘﺲ، ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖ
محمد
کــــــــــــاشکی یکی بود...,کـــــــــــــــه فقط با یکی بود... !!!!!
محمد
این ملت دیگه قاطی کردن بخدا امروز سوار تاکسی بودم دختره به راننده گفت: اقا هر کجا ممنون باشید من پیاده میشم چیه ؟ مسخره کردن داره بی ادب ؟ خوب زبونش نچرخید ولی خداییش حرفش خیلی خنده داشت.!!
محمد
کسی احوال مارو نمی گیره .. بیچاره نی نی سلام کرد .. جوابش لازمه.؟
محمد
یارو میره حرم داد می زنه : آقایون شلوغ نكنید! حاجت ها قاطی میشه! من پارسال اومدم ، حامله شدم
محمد
دعای خانمها: خدایا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم،صبر بده تا تحملش کنم،اما قدرت نده که میزنم لهش میکنم
محمد
ﻣﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻢﮔﺮﺳﻨﻤﻪ ﭘﺲ ﺷﺎﻣﻢ ﮐﻮ؟ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ:ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﻮ دنبالر ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﺕ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﻪ !
محمد
اﮔﻪ از ﻋﺸﻖ ﻣﻴﺸﻪ ﻗﺼﻪ ﻧﻮﺷﺖ ﻣـﻴﺸـﻪ از ﻋـﺸـﻖ ﺗـﻮ ﮔـﻔـﺖ ﻣـﻴﺸـﻪ ﺑﺎ ﺳﺘﺎرهﻫﺎی ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻣﻐﺮب ﻧﻮ ﻣﺸﺮق ﻧﻮ ﺑـﺮﭘﺎ ﻛﺮد ﻣـﻴﺸـﻪ از ﺑـﺮق ﻧـﮕﺎت ﺧﻮرﺷﻴﺪو ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ ﻛﺮد ﻣﻴﺸﻪ از ﮔﻨﺪﻣﻴﺎی ﺳﺮ زﻟﻔﺖ ﻳـﻪ ﻋـﺎﻟـﻢ ﺷـﻌـﺮ ﻧـﻮﺷـﺖ آره از ﻋﺸﻖ ﺗﻮ دﻳﻮوﻧﮕﻲ ﻫﻢ ﻋﺎﻟﻤﻴﻪ
محمد
در خلوت من نگاه سبزت جاریست این قسمت بی تو بودنم اجباریست افسوس نمی شود کنارت باشم بی تو هر ثانیه و هر لحظه من تکراریست ...
محمد
حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به یاد "مهربانیهایت" امضا نکردم .
محمد
بچه باهوش: خانوم معلم: پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟ پسره : پا خانوم معلم: پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم پسر : جیب خانوم معلم: اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا؟ پسر : دست دادن باز معلمه سوال میکنه : بگو ببینم اون چیه که وقتی میره تو سفت و قرمزه اما وقتی میاد بیرون شل و چسبناک پسره : آدامس بادکنکی معلم: تو دیگه چه جونوری هستی بابا؟