محمد
ﺑﺎﺧﺘﻢ ﻭﻟﯽ ” ﻣﺴﻴﺮ ” ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻢ ! ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺮﺍﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍﻫﺖ “ﺭﺍﺣَﺖ ” ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮد ﻫﺮ ” ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ” ” ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ” ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ، ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ ” ﺩﻭﺑﺎﺭ ” ﻧﻤﻴﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﯼ ﺍﺯ ” ﭘﺲ ﺭﻓﺖ ” ﭘﺲ، ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖ
محمد
نقل است روزی شیخ و مریدان در جایگاه ویژه استادیوم آزادی بازی آبی و قرمز را به نظاره بنشسته بودند که ناگاه بادی عظیم وزیدن گرفت و جمله مریدان حامی تیم آبی را با خود ببُرد. مریدان قرمزدوست را دیدنه این صحنه بسیار خوش آمد. پس شیخ را پرسیدند: یا شیخ، حکمت چیست که این باد، آبیان با خود بِبُرد و ما بر جای خویشتن استوار مانده ایم؟ آیا جز این است که ما حقیم و آنان باطل؟ فرمود: ای غافلان، شاد مشوید و دل خوش مدارید که شما خود سوراخید و باد از میان سوراخهایتان عبور همی کند...
محمد
ﭼﻪ ﺭﺳﻢ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺍﺣﺘﯿﺎﺟﺖ ... ﺻﺪﺍﻗﺘﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺳﺎﺩﮔﯿﺖ ﺳﮑﻮﺗﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻧﻔﻬﻤﯿﺖ ... ﻧﮕﺮﺍﻧﯿﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿت ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯾﺖ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺑﯽ ﮐﺴﯿﺖ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﻭ بی ﮑﺲ ﻭ ﻣﺤﺘﺎج!!!!
محمد
منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی باز کنی!
محمد
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ هر منتظر در هر کامنت تنها یک بار این ذکر زیبا رو ارسال کنه تا این طرح زیبایی خودشو از دست نده . البته بنده هم عرض کنم حتما این یه قانون نیست هر کسی ارادت داره به امام زمان (عج) می تونه صلوات بفرسته. بچه ها برای هم لایک کنین و نظر بدبید شب جمه است در سوابش شریک شید.
محمد
سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگ تره، سعی کن بدونی پیش کی قشنگترین ستاره ای...
محمد
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم……. روی آن نقطه هم میخ میکوبم …و قاب عکس تو را می اویزم
محمد
اگه میشد کف دست هر کی 1 جمله بنویسن که هیچوقت پاک نشه کف دستم چی مینشتی؟ جواب: لطفا نظر بدید همه .
محمد
یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست .
محمد
كاش همیشه آب اولین درس دبستان باشد تاكودكان در كرامت یك قطره ی باران مسیر حیات را تا شعور آسمان بپیمایند
محمد
مرد پیر شده بود . دیگر نمی توانست گیتار بزند و سکوتی ابدی بر خانه اش حکم می راند . باید کاری می کرد ، پس از ساعتی فکر ، گیتارش را برد توی حیاط گذاشت و دور و بر آن خرده نان ریخت. پس از چند روز ، درست وقتی که داشت جان می داد ، سکوت خانه اش شکسته شد و او با خوش حالی چشم هایش را بست.پرنده ای آمده؛در گیتارش لانه کرده بود.
محمد
خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار. نگاهی ، یادی ، تصویری ، خاطره ای برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد روزی چقدر عاشق بودیم ........
محمد
کوتاه ترين فاصله برای دوست داشتن، فقط يک لبخنده ولی تو نيشتو ببند! چون من بدون لبخند هم دوستت دارم... . . . .
محمد
وصیت نامه یه پنگوئن به پسرش: پسرم…من این رو در حال فرار از دست یه شیر دریایی مینویسم. … فقط این رو بدون: اگه طبیعت تو رو انداخته وسط قطب جنوب، و هم زمان خشتکت رو تا این حد پایین قرار داده که نتونی بدوی، و تنها وسیله ی دفاعیت رو دوتا بال قرار داده که روی هم مساحتشون اندازه یه دمپایی نمیشه، بدون که طبیعت میخواد چیزی رو بهت بگه… میخواد اینو بگه که تو فقط یه منبع غذایی هستی!..