حسینعلی مرگن
پيشكش به زنان ميهن كه زير بار جهل و جور و ستم ، هم چنان ايستاده اند. // گيس-خندت را بيفشان دست باد --- ســر مپوشان تا نگيرد آفـــــــــتاب // اي نشـــــــــــان پاكي خاك وطـن --- غـم-گره بر چهره ي مـــاهت مباد //
حسینعلی مرگن
مرد دانا در میان آدمیان چنان میگردد که در میان جانوران. نیچه
حسینعلی مرگن
درود/ دوستان ادبیاتی و شاعر و غیره کسی اهل سیال گویی هست؟ اگه هست بیاد تات یکم تمرین کنیم
حسینعلی مرگن
من نوحه خان سوگت نمیشوم/ ماتمسرای خاطر دورت نمیشوم/ عشقت چه خوب بود امام بدان/ من خام خوب دروغت نمیشوم
حسینعلی مرگن
امواج آبی آسمان خیال فریب دارد/ ریسه های کوههایت هم/ از این به بعد فرار خاهم کرد/ از گرداب نگاهت/ از حسرت تمدنی بی پرده/ از خیال سرچشمه ی بی آغاز/ من فرار خاهم کرد. چگونه میتوان احساس را انتقال داد در حالی که هیچ حسی وجود ندارد/ این یک امکان است که هر گاه ممکن میشود. من حسهایم را جمع و جور میکنم/ کلش را می فروشم/ با ان یک حباب میخرم/ و سوار بر آن - در حالی که تند تند ترا یاد داشت میکنم- فرار خاهم کرد.
حسینعلی مرگن
عادت کرده ام ، در آغوشت بگیرم ، وقتی در آغوش دیگری و حتی لبخندت را– هرچند با من نیست- قاب کنم وبا خود تکرار کنم : او مرا دوست داشت او مرا دوست داشت او مرا دوست داشت...
حسینعلی مرگن
"آزادی مردمان بی ریشگی است و خود محوری شاعران و اندیشمندان«باید» آنهارا به حرکت در آورد"
حسینعلی مرگن
نوشتن بهانه میخاهد /دروغ گفتن بهانه نمیخاهد/ پس تا تو هستی مینویسم/ تا نباشی دروغ میگویم
♥ L ♥ I ♥ K ♥ E ♥
14 سال و 2 ماه و 2 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبل