maryam_rhz
اشتباه میکنند بعضی ها ... که اشتباه نمی کنند ! باید راه افتاد ... مثل رودها که بعضی ها به دریا میرسند ... و بعضی ها هم به دریا نمی رسند ... رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد!!!
maryam_rhz
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم ... کاغذ و پاکت هم هست و یک عالمه حرف ... ! کاش ... کسی ... جایی ... منتظرم بود !
maryam_rhz
گذشته ای ک ه حالمان را گرفته است ... آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم ... و حالی که حالمان را بهم می زند ... چه زندگی شیرینی ...
maryam_rhz
تنهایی من از اونجایی شروع شد که ... میان این همه "بود" منتظر یکی بودم که نبود ...
maryam_rhz
خودت را تصور کن بی "او".شاید بفهمی چه کشیدم بی "تو"
maryam_rhz
شاید برایت عجیب باشد این همه آرامشم,خودمانی میگویم ... به آخر که بررسی فقط نگاه میکنی ...
maryam_rhz
بعضی وقت ها دلم میخواد محکم بایستم وبگم : نه !! قاطی دنیا نمیشم ...
maryam_rhz
زندگی سرگذشت,در گذشت آرزوهاست ... !
maryam_rhz
چه خوش بود او که گفت : همه چی آرومه من چقد خوشبختم ... نمیدانم چرا این شعر را که می خوانم خنده ام میگیرد ... نه از آهنگ نه از شعرش ... بلکه از بینی خودم وچشم های متعجب پینو کیو ...
maryam_rhz
گفتند اخر خنده گریه است ... بهانه ای جور کن بخندم ...!بغضم عجیب گرفته است ...
maryam_rhz
از این به بعد رفتارم رو با شعور طرفم ست می کنم ...!!!
maryam_rhz
اونقدر بی حوصله م که فرمایشه همه متین ه !!!
maryam_rhz
تنهایی تقدیر من نیست ... ترجیح منه