maryam
اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد
maryam
قبلنا پسرها عاشق دخترهای نجیب میشدن حالا عاشق دخترای عجیب..
maryam
هر روز تکراریست ! صبح هم ماجرای ساده ایست ! گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند .
maryam
گـــرگــــ هـم کــه بـاشـــی عــاشــق بـــره ای خـــواهــــی شـــد کــه تــو را بـه عــلـــفـــ خـــوردن وامــیــدارد ... و رســـالـــتــــ عــشــق ایــن اســت شـــدنِ آنــچــه نـــیـــســــتـــی ..........
maryam
نه لبه گلدونه سفته نمیوفتم پایین درضما امام زاده هه نمیزاره بیفتم از گلدون پایین سفت گرفتم
maryam
اهنگ بسیار زیبایی از صالح مومنی نظر یادتون نره اینم وبلاگش www.Saleh-momeni.blogfa.com
maryam
شهامت میخواهد سرد باشی و گرم لبخند بزنی نظر شما چیه
maryam
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . .
maryam
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
maryam
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است .
maryam
چی میشد اگر از خواب بلند میشدی میدیدی که همه ی زندگیت فقط یه رویا بوده و تو هنوز بچه ای؟؟؟؟؟؟؟؟
maryam
اینو خوب بدون واسه من ، حالا عشقِت دیگه مُرده توی قلب من نشسته ، جای تو یه عشق مُرده خیلی دوست دارم یه روزی ، مثل من بازیچه باشی تو رو خُردت کنه اما ، نتونی ازش جدا شی خیلی دوست دارم ببینم ، که دلت یه جا اسیره تو براش می میری اما ، به غمت خنده اش می گیره یه عروسک توی دستاش ، که تو رو بازیچه کرده شاید اون روزا بفهمی ، که دلت با من چه کرده