maryam
تو دنیایی که جای آرزوهاست / کسی جز تو منو عاشق نمی خواست بیا تا تکیه گاه من تو باشی / دلم مثل خودت تنهای تنهاست
maryam
سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
maryam
اول لایک کن بعد عدد ۲۱ رو داخل کامنت بنویس ، بعد چند ثانیه منتظر بمون ... اسم کسی که شما رو دوست داره نمایان میش
maryam
پیر شدم آخرشم نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بوده !؟ l
maryam
به احترام رفتنت کلاهی را که روی سرم گذاشته ای را برمیدارم...
maryam
در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند . ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد . ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چ یزی نگفت ، و در را برویشان گشود . سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد . پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ، پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟ مرد بسادگی جواب داد : ♥ چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!
maryam
چرا ساکتین همه زیر ابین خفه نشین
maryam
به پسره یه شماره ی ناشناس زنگ میزنه دختره گوشی رو برمیداره و طرفی که پشت تلفن بوده میگه : ببخشید شما دوست پسر دارید؟ دختر : بله ، چطور مگه؟؟؟ پسر : من داداشتم الآن میام خونه حالیت میکنم. " بعد از چند ساعت دوباره یه شماره ی دیگه " پسر : ببخشید شما دوست پسر دارید؟ دختر : نه !!! پسر : واقعا که از تو توقع نداشتم ، پس من چیم؟ دختر : اِییییییییی واییییییی ببخشید فکر کردم داداشمه. پسر : خب داداشتم دیگه بذار بیام خونه حالیت میکنم.
maryam
اهای ملت منظور از تلنگر چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
maryam
هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سوال … “؟” و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم !؟
maryam
جنگل خدا لعنتت کنه تلنگر نزننننننننننننننننننننننننننننننننن