masloob
من به ثانیه هایی که هستی به اندازه سالها ایمان دارم ........ و به ساعتهایی که نیستی به اندازه یک قرن کافرم ..... ! /
masloob
چقدر نیستی ... ! حوصله ات از این همه نبودن سر نمیرود ... !
masloob
گفتم : بگو ..... " سکوت کرد و رفت ....... و من هنوز گوش میکنم .... !
masloob
خدایا .... دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود ... !
masloob
ای دل ساده ام تو با این شکستگی ....... مرا نیز شکسته ای و خسته ام کرده ای ... !
masloob
با یک عالمه فاصله از خودم انتظار دارم به تو برسم .....! از اول هم آرزوهایم محال بودند ..... " حسین پناهی "
masloob
من در این تاریکی فکر یک بره ی روشن هستم ...... که بیاید علف خستگی ام را بچرد....... " سهراب سپهری "
masloob
از ادمها بت نسازید!!! این خیانت است ... هم به خودتان . هم به خودشان ! خدایی میشوند که خدایی کردن نمی دانند ؛ وشما در اخر میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته ...
masloob
سخت ترین کار در دنیا : ترمیم اعتمادیست که از دست رفته…!!! .
masloob
آدمَش نیستم... آدم ِ بازی گرفتن ِ احساس ِ کسی نیستم.....! من خودم را به گند میکشم ، و تو میگویی همینــَت را دوست دارم.....! گناهی نداری ....! تو همان بودی با من که من با دیگری... احساست را ندید میگیرم ، ولی برای عشق ِ فلانی ، از خانواده ام میگذرم ! دست ِ خودم نیست ... ته روابطم ، از هر جنسی را میشناسم ! ...!!!
masloob
من که فقط بافتن ِ موهایت را بلد بودم ... با شانه های لاغر ِ خمیده ام .... سوی میدان ِ دوئلِ ِ خاکی میرفتم .... که روبرویت ایستادم ....دست هایت را بوسیدم ، و گفتم : عزیزم ، اگر حریفم در این دوئل تیرانداز ِ ماهری نبود ، حتما با تو ازدواج خواهم کرد... ...!!!
masloob
وقتی نیستی شاعر میشوم ..... میایی عارف .... میروی کافر .... اینبار را برای نجات اسلامت برگرد .... !!