دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

masloob
مرد - مجرد
امتیاز: 33.85

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(29 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

masloob
masloob

من به ثانیه هایی که هستی به اندازه سالها ایمان دارم ........ و به ساعتهایی که نیستی به اندازه یک قرن کافرم ..... ! /

masloob
masloob

چقدر نیستی ... ! حوصله ات از این همه نبودن سر نمیرود ... !

masloob
masloob

گفتم : بگو ..... " سکوت کرد و رفت ....... و من هنوز گوش میکنم .... !

masloob
masloob

خدایا .... دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود ... !

masloob
masloob

ای دل ساده ام تو با این شکستگی ....... مرا نیز شکسته ای و خسته ام کرده ای ... !

aziiiii
aziiiii

@masloob تو عطر کدام خوشبو ترین گل جهانی؟ که هر کجا که می نویسمت، شکوفه می دهی؟ کامران رسول زاده

این ارسال را بازنشر کرده است.
( غریب )به احترام نرگس ..
( غریب )به احترام نرگس ..

@aziiiii ...... گرگها هميشه زوزه نميكشند.. گاهي هم مي گويند: دوستت دارم... و زودتر از آنكه بفهمی بره ای ؛؛ ميدرند خاطراتت را و تو ميمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته.....!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
aziiiii
aziiiii

امروز در خیابان عشق زیبایی دیدم که خود هیچگاه تجربه اش نکرده بودم.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
masloob
masloob

با یک عالمه فاصله از خودم انتظار دارم به تو برسم .....! از اول هم آرزوهایم محال بودند ..... " حسین پناهی "

masloob
masloob

من در این تاریکی فکر یک بره ی روشن هستم ...... که بیاید علف خستگی ام را بچرد....... " سهراب سپهری "

masloob
masloob

از ادمها بت نسازید!!! این خیانت است ... هم به خودتان . هم به خودشان ! خدایی میشوند که خدایی کردن نمی دانند ؛ وشما در اخر میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته ...

masloob
masloob

سخت ترین کار در دنیا : ترمیم اعتمادیست که از دست رفته…!!! .

masloob
masloob

آدمَش نیستم... آدم ِ بازی گرفتن ِ احساس ِ کسی نیستم.....! من خودم را به گند میکشم ، و تو میگویی همینــَت را دوست دارم.....! گناهی نداری ....! تو همان بودی با من که من با دیگری... احساست را ندید میگیرم ، ولی برای عشق ِ فلانی ، از خانواده ام میگذرم ! دست ِ خودم نیست ... ته روابطم ، از هر جنسی را میشناسم ! ...!!!

masloob
masloob

من که فقط بافتن ِ موهایت را بلد بودم ... با شانه ‌های لاغر ِ خمیده‌ ام .... سوی میدان ِ دوئلِ ِ خاکی میرفتم .... که روبرویت ایستادم ....دست‌ هایت را بوسیدم ، و گفتم : عزیزم ، اگر حریفم در این دوئل تیرانداز ِ ماهری نبود ، حتما با تو ازدواج خواهم کرد... ...!!!

masloob
masloob

وقتی نیستی شاعر میشوم ..... میایی عارف .... میروی کافر .... اینبار را برای نجات اسلامت برگرد .... !!