mastaneh
اگر شبی از شبهای زمستانی ، مسافری به امید گرمای نگاهت به تو پناه آورد تنهایش نگذار ، شاید در گرمترین روزهای تابستان به خنکی لبخندش محتاج شوی .
mastaneh
به دل ميگم شب يا سحر يادش نکن / دلم ميگه ديونشم ، تو هم فراموشش نکن
mastaneh
اتل متل صداقت / دل به تو کرده عادت / برات دعا ميکنم / اينه رسم رفاقت !ا
mastaneh
هيچکس تلخيه ي لبخند مرا درک نکرد ، گريه هاي دل من پنهان است
mastaneh
هر انکه يار خواهد يار بسيار وليکن فرق دارد يار با يار دل من سايه لطف تو ميخواست و گرنه سايه ديوار بسيار
mastaneh
چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي بجز سلام نتوني بگي
mastaneh
چقدر سخته کسي رو که دوستش داري نتوني بهش بگي که دوستش داري وچقدر بده که کسي تورو دوست داشته باشه واينو نتونه بهت بگه
mastaneh
وقتي دلمو شکستي حس کردم بيشتر دوستت دارم چون حالا دلم چندين تيکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت
mastaneh
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وكيلم دلم بود و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به تو بگويند: دوستت دارم