سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟! چی شد ؟
حیف نون می ره هتل صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه روی تابلو نوشته: “از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه… از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…” پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
حیف نون توی رستوران، لیوان رو بر عکس گذاشته بودند روی میز حیف نون می ره می نشینه سر میز، می گه: “این چه لیوانیه که سر نداره؟!” بر عکسش می کنه، می گه: “چه جالب! ته هم نداره!”
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 5 ساعت قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 32 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist