•– - Mαт - –
پاره شو یک دو ... ….. نود و نه …. صد… به نخ می کشم دانه دانه دروغ هایت را تا از سر گیری دوباره ذکر های عاشقانه را…
•– - Mαт - –
مي دانم فردا استاد چشمانش را ريز خواهد کرد و با نگاهي خيره خواهد پرسيد: کجا بودي که درس نخواندي؟! چه طور به او بگويم که آخر، دل تو هم جايي در دنياست؟
•– - Mαт - –
سفر برايم هيچ چيز به جز دلتنگي ندارد. اما زماني به من آموخت براي بهتر ديدن عظمت و شکوه هر چيز بايد قدري از آن دور شد
•– - Mαт - –
يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... وتو گفتي كه كوچكي براي دوست داشتن . رفتم تا بزرگ شوم ...... اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت دارم
•– - Mαт - –
من عاشقانه دوستش دارم ، او عاقلانه طردم می کند ! منطقِ او حتی از حماقتِ من هم احمقانه تر است
•– - Mαт - –
به چه میخندی ؟ یادت باشد که همیشه همین قلب بیقرار جای هزار غزل عاشقانه را میگیرد تو بخند ! تمام ترانه ها فدای یک تبسمت!
•– - Mαт - –
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست...
•– - Mαт - –
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 36 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 16 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 49 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist