اشتباهی شماره خونه یه خانم پیری رو گرفتم ، اومدم معذرت خواهی کنم ، گفت : علی جان تویی ! گفتم : ببخشید مادر اشتباه گرفتم ، باز گفت : محمد جان تویی ! گفتم : نه مادر جان اشتباه شده ببخشید ، اسم سوم رو که گفت ، دلم شکست . گفتم آره مادر جون ، خودمم زنگ زدم احوالتون رو بپرسم . اونقدر ذوق کرد که چشمام خیس شد .
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 53 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 48 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 28 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 7 ساعت و 33 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 22 ساعت قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist