رفتم تو اتاقم به بهونه ی درس خوندن...تو كلوپ ول میچرخیدم یه ده دقیقه که گذشت مامانم داد زد چیکار میکنی؟گفتم دارم درس میخونم هیچی نگفت یه پنج دقیقه بعد دوباره گفت چیکار میکنی گفتم درس میخونم...گفت پس حداقل بیا کتاباتم ببر بهتر درسو متوجه بشی
روزی گنجشکها را رنگ میکردند و جای ِ قناری می فروختــــند ... این روزها هوس را رنگ میکنند و جای ِ عشق می فروشـــند ... ... ... آن روزها مالباخته میشدی و این روزها ، دلـــبــــاخــــته ...
میخوان اردو مارو کاشان ببرن بعد به ما گفتن زود بیایین رضایت نامه بگیرن بیشتر از 70 نفر جا نداریم اقا ما رفتیم رضایت نامه بگیریم دیدیم یه عالمه ادم صف گرفت قیافه من > اخرم پارتی بازی کردم رضایت نامه گرفتم 35 تومن میگیرن 2روز میبرن
اره میزارن ببریم فقط گوشی
ببین توی مدرسه وقتی میخوان ببرن اردو برو هرچقد هم که قیمتش باشه برو چون پیش دوستاتی خوشمیگذره من که همه دوستام میان تورو نمیدونم دیگه
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 55 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 41 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist