احسان ضیأیی
سلاااااااااام دوستان من .. همه خوبین !
.بـروبکـCloobــس.
شامپو تخم مرغی .... یار دوران : کودکی،نوجوانی،جوانی،میان سالی ، پیری، زیر قبر ، جهان آخرت ....آسمان هستی و مخلفاتش !
آقـا اَمـیـن
رفته بودم دانشگاه ،بعد از یه ماه که برگشتم، بابامو تو فرودگاه دیدم با پیرهنِ مشکی! ترسون لرزون رفتم جلو گفتم : سلام ! چی شده بابا ؟ گفت : هیچی ...! ... گفتم : ترو خدا ...جانِ من راستشو بگو ! گفت : مامانت ... بعدش یه مکثِ طولانی کرد! همونجا زانو زدم ، یهو زد زیرِ خنده گفت : اَه پاشو بابا توام شورشو درآوردی ! مامانت همه ی لباسارو شسته بود؛فقط همینو داشتم بپوشم
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 54 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 34 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist