•– - Mαт - –
تحفه برايم بهار بيار عجيب طولاني شد اين يخبندان ...
•– - Mαт - –
بین خواب و بیداری در اوج بیداری .....
•– - Mαт - –
اغوشم باش من بی تو هیچم ....
•– - Mαт - –
قانون روزگار چگونه ست کین چنین درگیر جنگ تن به تنی نا برابرم وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت از این همیشه ها که ندارند باورم ... حال مرا نپرس که هنجار ها مرا مجبور می کنند بگویم که "بهترم"............
•– - Mαт - –
ساحل افتاده گفت : « گر چه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم .» موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت : « هستم اگر می روم گر نروم نیستم .
•– - Mαт - –
میخوام عکس بزارم اه نمیشه چرا ..
•– - Mαт - –
اينجا آخر خط است بايد نقطه گذاشت بايد پياده شد تاريخ امروز را ثبت كنيد مردي از دفتر شعر مجازي خود از تمامي واژه ها استعفا داد...
•– - Mαт - –
هیچ هم برای خودش عالمی دارد ... وقتی همه هایت هیچ میشوند ... آنوقت هیچ برایت یک دنیاست ...
•– - Mαт - –
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست لحن بعضی ها زمستان است..!!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 55 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 30 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist