•– - Mαт - –
آب نریختـــــم که برگردی آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!
•– - Mαт - –
چه بگویم که ضربه آخر را خدایم زد!!! آن زمان که برای رفتنت استخاره کردی و خوب آمد....!
•– - Mαт - –
اعتراف تلخیست ! من به جای خالی اش، بیشتر از خودش عادت کرده ام . . .
•– - Mαт - –
توسط پیامک
ای کاش یه کم منو درک میکردی فقط یه کم ...
•– - Mαт - –
توسط پیامک
دیروز رفتیم پارک چقد شلوغ بودا،امروزم بریم شاید خلوت تر باشه
•– - Mαт - –
الصاق کن به خود مــــــــرا ! چون تمبر بر نامه ای که هیچگاه به مقصد نمی رسد..
•– - Mαт - –
این روزها ... احساسِ آفتابگردان تنهایی را دارم که آفتابش پشت ابرهاست ...
•– - Mαт - –
تمام گذشته ی من چند نقطه شد که نویسندگانش در انتهای نوشته میگذارند...
•– - Mαт - –
شعر چيزي نيست لحن ِ گفتن ِ "دوستت ميدارم" است من لال و كور و فلج و بيدست و پا شوم اگر شعر نتوانم گفت شايد اما دوستت خواهم داشت حتما...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 52 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 24 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist