•– - Mαт - –
بودنت را با زیبایی پذیرفته ام با رویی گشاده با لبی خندان و دلی شاد ولی رفتنت را چطور بپذیرم حتی با مردن هم نمی توانم چه کنم؟ تو بگو؟ تو اگر جای من بودی چه می کردی؟ تو راحت می پذیرفتی و می رفتی نمی توانم بپذیرم روزها را با سختی می گذرانم به امید دیدنت تنها همین امید زندگیم است
•– - Mαт - –
مام عبادات ما،عادت است کاش به بی عادتی،عادت کنیم
•– - Mαт - –
آیا میدانید هیچ کادوی زشت و به درد نخوری دور انداخته نمیشود، فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل میشود !
•– - Mαт - –
حوا را دیدم ... کولی شده بود!! گوشه گوشه ی دنیا را می گشت ... شاید آدم پیدا کند!!!
•– - Mαт - –
خوابـــــــــــــــــید... بدون "شب بخیر " شاید می دانست بی او هیچ ساعتی از زندگی ام به خیر نیست
•– - Mαт - –
خـــــــــــیانـــــــــتـــــ قــــــــشنـــــــگی بــــــود````` تهـــــــیه کننـــــــده: دوســـــــتـــــــم کـــــــارگـــــــردان :عـــــــشـــــــقـــــــم !!!!!!!!!!!
•– - Mαт - –
من زنمـ ــ ــ بازیچـ ـه دست تو نیستم... مرا هم چون تو آفـ ـ رید..... با همان شمایل.... و گاه هم زیبـ ـ ـاتر از تو........ تا زندگی کنم برای خــ ـ ــودم.... نه بردگـ ــ ــی کنم برای تو ....
•– - Mαт - –
موهایم را آنقدر کوتاه میکنم تا خاطرات انگشتانت را از یاد ببرند... ..... دیری نمیپاید که خاطرات دوباره می رویند....
•– - Mαт - –
سهم من کجاست ؟ کجابایدقدم بگذارم که کسی را له نکنم سهم من کجاست ؟ کجاباید دل ببندم که دیرنکرده باشم سهم من کجاست ؟ مگردیگرستاره ای باقی مانده است که سهم شبهای تاریک من باشد ؟! کجای این زمین خاکی کوله بارم را پایین بگذارم که توقف ممنوع نداشته باشد ؟! بگو ... بگو کجا خستگی هایم را به درکنم که کسی نگوید : ببخشید اینجا جای من است...
•– - Mαт - –
شنیده بودم : "پــــا" ، قــلب ِ دوّم است... امّـا بـاور نـداشتـم... تـا آن زمـان كه فهمـیـدم وقتی دل ِ "مانـــدن" ندارم پــای ِ ایستـادن هــم نـیست !!!
•– - Mαт - –
گِل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در ِِ قلبم را لطفا نگوید کسی: " دوستم داشته باش " ! این یک قلم جنس را نداریم، تمام شد من " تعطیلم " ! حراجِ بعدی بیایید زنده بودم اگر ...!!
•– - Mαт - –
چمـدان امیـدمـ را مــے بندمــ یادمــ باشـد خنـده ها و بوســہ هایمـ را جا نگـذارمــ آری مسافــرمــ تا دیار آغــوش ِ تـــــــــو چنـد فرسخــے بیــش نماندهــ کمــے از دلتنگــے دور شده امـــ .. بــے تابـــ نباش کــہ این مقصـد هیچ گاه مبدا نخواهــد شـــد مهمانــے کــہ میزبانــش نـگاه ِ تـو بــاشد دیگـر رفتنــے نیستـــ ..
•– - Mαт - –
مــن را بــا هــر خــواب مــوی تــو، از یــک طــرف آب مــیبــرد! ســرت را بــا خــوابهــای مختــلف اگــر شــانــه مــیزنــی، یــک خــواباش را بگــذار بــرای مــن تــا قــاب کنــم بــرای میــز کــارم...
•– - Mαт - –
برای یک زندگی آسان دعا نکنید. دعا کنید تا توانایی آن را داشته باشید تا از پس یک زندگی دشوار برآیید.
•– - Mαт - –
. . . این جای ِ خالی را ... بگذار همان خالی بماند ... ، " این روزها ، همه نگاه می کنند ، ... " ، انگار ... هیچ دستی ... برای ِ یاری نیست ...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 14 ساعت و 31 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 1 ساعت و 11 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 2 ماه و 5 ساعت و 38 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist