•– - Mαт - –
آنقدر زمین خورده ام که بدانم ، برای برخاستن ، نه دستی از برون ، که همتی از درون ، لازم است . حالا امــــا . . . . نمی خواهم برخیزم ؛ می خواهم اندکی بیاسایم ، فــــردا ، برمی خیزم ؛ وقتی که فهمیده باشم چرا . . . زمین خورده ام !
•– - Mαт - –
من زانوهايم را به آغوش کشيده بودم ، وقتي تو براي آغوش ديگري زانو زده بودي.............!!!!!
•– - Mαт - –
تو کور بودی و من کر و لال… من برایت دست تکان دادم و تو مرا صدا زدی … برای همین بود که ما هرگز بهم نرسیدیم …!!
•– - Mαт - –
توسط پیامک
آدم ها با شخصیت و قیافه های متفاوت
•– - Mαт - –
نگاه می کنم، بی تابی کودکان در صف تاب را ...... تا فراموش کنم لحظه ای، بی قراری خودم را بر سر قرار .....
•– - Mαт - –
اتــفـــاقِ خآصی نیفتــــاده نآزنین... یكـــی كـــِ همیشه می بــآختــه.... این بـــآر هَمـــ بــآختـــه...!!!
•– - Mαт - –
آن چشمانت قاتل بالفطره اند!
•– - Mαт - –
یه نفر منو تو دنبالر ایگنور کرده واقعا براش متاسفم
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 47 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 32 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 2 ماه و 3 ساعت قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist