•– - Mαт - –
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه. بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه. دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه. دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه: خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید. پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام! هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم… فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام!
•– - Mαт - –
هیچوقت تو زندگیت به کسی امید نداشته باش...چون یه روز ناامیدت میکنه
•– - Mαт - –
هنوز گاهی میان آدم ها گم میشوم... کوچه ها را بلد شدم.... خیابان ها را بلد شدم... ماشین ها را... مغازه ها را... رنگ های چراغ راهنمایی را... ولی هنوز گاهی میان آدم ها گم میشوم!!!! آدم ها را بلد نیستم..
•– - Mαт - –
با تـــو ... قند پهلو می شود تلخیِ آغوشم ، نازنیـــن !!
•– - Mαт - –
سرده!تاريكه!ترسناكه!فقط سكوت!
سخته...تنهايي!!!
•– - Mαт - –
هنگامي که در زندگي اوج ميگيري،دوستانت مي فهمند تو چه کسي بودي . اما هنگامي که در زندگي، به زمين مي خوري،آنوقت تو ميفهمي که دوستانت چه کساني بودند....
•– - Mαт - –
آب یکجا مانده ام دریا کجاست مُردم از بس زندگی تکرار شد......
•– - Mαт - –
این بار دیگر تو را خواب ندیدم خیال ِ خسته ی خود را در خواب ِ تو دیدم! خواب در خواب؛ خود را دیدم به واسطه ی تو... به کجا شکایت کنم؟ که حتی در خواب هم از من گریزانی خودم را به خودم نشان می دهی...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 48 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 34 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist